
نامبرده قبلاً #املت میپخت. الان برای #B2B های صنعتی در آمریکا و کانادا، #ABM را با #AI و #دیجیتال_مارکتینگ بهینه میکند. #مسافرشهرقشنگ🍁#استارتاپ باز 🇨🇦
Toronto, Canada
Joined March 2014
- Tweets45.9K
- Following1.2K
- Followers36.9K
- Likes131K
عادل طالبی retweeted
دوستانِ عزیز توییتری، لطفا بدون ترس و ملاحظه بنویسید.
بدون اینکه مدام حساب کنید چه کسی آنفالو میکند، فحاشی میکند، بلاک میکند، ناراحت میشود و یا تعریف و تمجید میکند
ما قرار نیست همه آدمها را راضی نگه داریم و اساساً نباید بخواهیم.
در این فضای رادیکال، آدمها جهانبینیهای متفاوتی دارند. یکی با انتقاد از آمریکا عصبانی میشود، یکی با انتقاد از اسرائیل، یکی با شنیدن نام جمهوری اسلامی، یکی طرفدار #اعدام است، یکی مخالف اعدام، یکی موافق #جنگ است، یکی مخالف جنگ، یکی مخالف حضور افغانستانیها در ایران است و دیگری از حقوق مهاجران دفاع میکند.یکی پادشاهی خواه است و دیگری جمهوری خواه
اینها واقعیت جامعهاند.
اما صفحه شخصی شما، دفتر ثبت رضایت دیگران نیست. جایی است که نگاه شما به جهان در آن ثبت میشود. هیچکس مجبور نیست شما را دنبال کند، نوشتههایتان را بخواند یا با شما موافق باشد.
من هیچوقت برای گرفتن توجه کسی چیزی ننوشتهام. برای تشویق شدن ننوشتهام. برای اینکه کسی خوشش بیاید ننوشتهام. و تا جایی که بتوانم، سعی میکنم آنچه مینویسم از خودم باشد… نه سفارشی، نه حسابشده برای رضایت این و آن، بارها هم بدترین توهین ها را برایم نوشته اند
اگر با کسی اختلاف فکری جدی داشته باشم و حضورش برایم آزاردهنده باشد، اگر دوست باشد میوتش میکنم و اگر غریبه باشد اساساً به صفحهاش نمیروم. همین.
لازم نیست هر اختلافی را به جنگ تبدیل کنیم.
آنفالو شدن به خاطر عقیده، اتفاق بدی نیست! اتفاق بد این است که آدم به خاطر ترس از آنفالو شدن، عقیدهاش را سانسور کند.
خودسانسوری یکی از چیزهایی است که جمهوری اسلامی سالها به جامعه ما آموزش داده
اینکه قبل از حرف زدن، بترسیم. قبل از نوشتن، حساب کنیم چه کسی ممکن است ناراحت شود، و قبل از بیان عقیده، هزینه احتمالیاش را محاسبه کنیم.
نباید این آموزش را با خودمان به فضای مجازی بیاوریم و به ریا و پنهان کردن حقیقتمان عادت کنیم
اگر فکر میکنید چیزی درست است، بنویسید. اگر بعدها فهمیدید اشتباه کردهاید، مسئولیتش را بپذیرید و عذرخواهی کنید. اگر درست بوده، سالها بعد هم از اینکه در لحظهای که خیلیها سکوت کرده بودند، حرف خودتان را زدهاید، شرمنده نخواهید بود.
این صفحهها بخشی از ردپای ما در تاریخاند.
شاید یک توییت امروز فقط چند صد یا چند هزار بازدید داشته باشد، اما ممکن است سالها بعد کسی آن را بخواند و بفهمد ما در یک دوره تاریخی چه فکر میکردیم، از چه میترسیدیم و برای چه چیزی ایستادیم.
پس سفارشینویس نباشید.
برای کف زدن ننویسید.
برای فحش ندادن دیگران ننویسید.
برای حفظ فالوئر ننویسید.
برای جلب رضایت هیچ اردوگاهی ننویسید.
و از همه مهمتر، به خاطر ترس از حمله و توهین، خودتان را سانسور نکنید.
فحاشی و توهین، اگر قرار باشد معیار فکر ما باشد، باید هر روز عقیدهمان را عوض کنیم.
بگذارید آدمها آنفالو کنند.
میوت کنند.
بلاک کنند.
ناراحت شوند.
حتی اگر خواستند فحاشی کنند.
هیچکدام از اینها ارزش آزادی فکر شما را ندارد.
آدم آزاد قرار نیست محبوب همه باشد.
قرار است خودش باشد.❤️❤️❤️
برای تمرکز روی کارهای جاری که خیلی جدی شدن و به جاهای خوبی رسیدن یه مدت میخوام از توییتر و لینکدین دیتاکس کنم.
فعلا تا آخر سپتامبر بریم، بعد ببینم چی پیش میآد.
مواظب خودتون باشید. خداحافظ.
اون شب رفتیم کافه با دوستمون تخته بزنیم. گفتم ۵-۳ میبرمت. خندید ولی چیزی نگفت چون میدانست کلا مدل من این است که اول بگویم چند چند میبرم و بعد شروع کنیم و اگر آن نشد من بازنده باشم! حتی برعکس هم داشتیم که گفتم مثلا ۵-۱ میبازم و طرف هر کاری کرده نتوانسته کاری کند که من مثلا ۵-۲ ببازم! اینکه بتوانی باخت را کنترل کنی حتی از برد هم سختتر است.
خلاصه که کلا تکنیک من ۵-۳ است و اغلب مواقع هم که حریف را ضعیف یا از نظر روحی ناآماده ببینم یا ببینم زیادی منممنم میکند، همان اول ۳ تا آوانس را میدهم که دیگه راحت سه دست مارس کنم و کار راحت تمام شود. دست و پا نزند، خسته نشود!
با هم تصویر همه کسانی که بارها و بارها ۵-۳ بردمشان را باز دیدیم. در عکسها، چندین عکس از خودش هم بود که ۵-۳ باخته بود!
باورش نمیشد که دیگر تختهنرد بازی کردن و بردن، برای من عادی شده! کنترل نتیجه نهایی برایم جذاب است. مثلا اگر ۵-۰ یا ۵-۱ یا ۵-۲ یا ۵-۴ ببرم حال نمیکنم. اصلا احساس باخت میکنم. حتما باید ۵-۳ ببرم.
یکی از افتحاراتم هم اینه که گاهی تونستم پدرم رو یکی دو دست ببرم. این رو هم گفتم اشاره کنم... ببین پدر چیه!
احسنت.
گاهی طرف میآد اینجا یا لینکیدن میگه من هیچ اینترکشنی با طالبی نداشتم ولی من رو بلاک کرده!
د آخه با کامنت و لایک و ریاکشنی که تو پای برخی توییتها داری میشه با قطعیت بالای ۹۹.۹۹ درصد تشخیص داد که نباید مزاحم تو شد. بلاک پیشدستانه برای خلاص کردن تو از شر من لازم بوده، البته که برای راحتی خودت و ادامه دادن به مسیری که داری.
گاز ورمه هم بگی میآن مسخره میکنن آدم رو. بلاکت میکنم که اگه اشتباهاً حواسم نبود، خدای نکرده داد زدم گاز ورمه، تو نشنوی، مزاحم گوش و چشم تو نباشم! به اشتباه نیافتی!
ترجیح تو اینه که تو همون مسیر خودت که به ترکستان هم نمیرسه رو دنبال کنی. من هم به تصمیمت احترام میگذارم.
البته اینجا منظور حضرت مولانا قطعاً PM بوده. یعنی مولانا هم دور کسی که پیام خصوصی میداده را دورش میگردیده...
یاد آن علامهٔ شبیهسازی شده که گفت حافظ معصوم نبوده و فلان هم گفته هم افتادم! 😅
من بگردم گرد آن یاری که میگردد پی ام.
#مولانا
پ ن: مولانا هم معتقد بوده، فقط عشق دوطرفه
عدد، جانسوز بود و دردآور...
پرامپت دیروز که آمده بودم دفتر و گذاشته بودم کار را تمام کند، اعتبار کل هفته را هورت کشیده و ناچارم یکی دیگر از Reset ها را هم استفاده کنم و فقط یک ریست دیگر میماند تا آخر اکتبر...
مجبور میشویم این هفته دوباره شارژ کنیم... چه خبرته آسترا؟
اگه دوست دارید بدونید این کچلها و کلی مودار که توی Google Rethink صحبت کردن چیا گفتن، کافیه برید توی لینکی که توی آلت تصویر گذاشته شده. روی ALT بزنید.
رویداد خوبی بود. یک سری سرنخ عالی برای تبلیغات داشت. به خصوص برای Retail و خرده فروشی.
عادل طالبی retweeted
Replying to @ali_h7521
سبک پولدار شدن خانم ریس ویترسپون جالبه.
ایشون در سال ۲۰۲۳ از طرف فوربز بهعنوان ثروتمندترین بازیگر زن خودساخته آمریکا معرفی شد؛ با ثروتی حدود ۴۴۰ میلیون دلار که ۲۰ میلیون دلار از این پول را همان سال فقط برای ده قسمت The Morning Show گرفت.
اما نکته اصلی اینجاست:
ویترسپون ثروتمند شد چون فهمید بازیگر بودن، سقف درآمد دارد.
ریس در سال ۲۰۱۶ شرکت Hello Sunshine را راه انداخت. پنج سال بعد، بخش عمده شرکت در معاملهای به ارزش ۹۰۰ میلیون دلار فروخته شد و خودش هم ۱۸ درصد سهام را نگه داشت.
اما این معامله ناگهان از آسمان نیفتاده بود. ریس سالها قبل، از تصویر خودش شروع کرده بود:
دختری بلوند، صورتیپوش، باهوش، پرتلاش و کمی دستکمگرفتهشده. همان إل وودز در فیلم بلوند حقوقی (یا رسمی؟).
ایشون در سال ۲۰۱۲ شرکت تولید پاسیفیک استاندارد رو راه انداخت. مسیر Big Little Lies هم از همینجا شکل گرفت.
بعد در سال ۲۰۱۶ Hello Sunshine آمد.
ایده ساده بود: انتخاب داستانهایی که زنان در مرکزش باشند و روایت را جلو ببرند.
حرکت دیگه یک سال بعد اتفاق افتاد: باشگاه کتاب ریس.
این باشگاه فقط یک صفحه اینستاگرامی بود که هر ماه یک کتاب معرفی میکرد. اما کمکم تبدیل شد به جامعهای چندمیلیونی از خوانندگان.
در اینجا ریس یک ماشین کشف استعداد و سنجش بازار ساخت.
تیمش نسخههای اولیه رو قبل از انتشار میدید. اگر داستانی مناسب بود، میتوانستند حق اقتباس فیلم یا سریال آن را بخرند. بعد همان کتاب در باشگاه معرفی میشد.
- کتاب میفروخت.
- مخاطب دربارهاش حرف میزد.
- شبکههای اجتماعی آن را پخش میکردند.
وقتی یک استودیو میخواست درباره ساخت فیلم تصمیم بگیرد، دیگر با یک داستان ناشناخته روبهرو نبود، بلکه مخاطبش از قبل وجود داشت.
این قسمت، مهمترین بخش کل مدل کسبوکار ریس بود. باشگاهش قرار نبود از فروش کتاب پول دربیاورد. کتاب ورودی قیف بود.
بعد از آن، حق اقتباس، تولید فیلم و سریال و قراردادهای پخش قرار داشت. بعضی از کتابها که تبدیل به فیلم و سریال شدند کل درآمد باشگاه رو تشکیل میداد.
- Little Fires Everywhere.
- Where the Crawdads Sing؛ کتابی که میلیونها نسخه فروخت و فیلمش حدود ۱۴۴ میلیون دلار در گیشه درآمد داشت.
- بعد Daisy Jones & the Six آمد و The Last Thing He Told Me.
ریس برای نویسندههای تازهکار هم برنامه Lit Up را راه انداخت؛ برای اینکه نویسندههایی که معمولاً فرصت دیدهشدن ندارند، وارد این چرخه شوند.
به این ترتیب، ریس ویترسپون فقط یک بازیگر نبود:
- یک طرفش مخاطب بود.
- یک طرفش نویسنده.
- یک طرفش ناشر.
- یک طرفش هالیوود.
- یک برند شخصی بسیار قدرتمند.
او عملاً بین بازار کتاب و بازار سرگرمی یک پل ساخته بود.
این مدل در سال ۲۰۲۱ نتیجه داد.
Hello Sunshine فروخته شد؛ معاملهای با ارزش حدود ۹۰۰ میلیون دلار.
خانوم ریس ویترسپون برای پولدار شدن از بازیگری دست نکشید. اما فهمید که اگر خودش فقط بازی کند، دیگران از استعدادش پول درمیآورند. اما اگر داستان را انتخاب کند، مخاطب را جمع کند و مالک بخشی از زنجیره تولید باشد، بازی کاملاً عوض میشود.
و بله...
همان بازیگر بانمک بلوند حقوقی ثابت کرد که - بر خلاف کلیشه هالیوود: بلوندها احمق نیستند.
هوش مصنوعی، تشنهٔ رو شدن این تصاویر شناسنامهدار، برای تِرِین مدلهای با کیفیتتر است.
داراییهای دیجیتال یا Digital Assets و موضوع گاورننسن و حکمرانی و موضوعات حقوقی مرتبط با مالکیت آنها، از موضوعات داغ فضای فکریام، این روزهاست... – at Vaughan, Ontario
عادل طالبی retweeted
میدونم حوصله ندارید من زیاد حرف بزنم، ولی اینی که مینویسم رو بدین به جیپیتی، خوبه براتون ؛-) خوبااا
آلن دوباتن در مورد تعادل کار و زندگی چی میگه؟ این جمله دوباتن رو برام تحلیل کن:
There is no such thing as work-life balance. Everything worth fighting for unbalances your life.
عادل طالبی retweeted
دوستان همخاک،
خداوند ایران، نگاهبان یکیکتان باد.
خانه همه ما، پایدار و سربلند بماند.
تنها چیزی که من رو از دست زدن به گوشی توی ماشین جدا کرد، جریمه چندصد دلاری ور رفتن با گوشی تو ماشینه. تو باید تا ۱۰ درصد درآمد یک ماهت رو بدی جریمه یک بار استفاده از موبایل!
الان کسی زنگ بزنه هم ریجکت میکنم! یعنی حتی از صحبت کردن با موبایل توی ماشین هم میترسم!
به ریسکش نمیارزه.
عادل طالبی retweeted
عموما گه مفت خوردن بی هزینه ترین و در مقابل مرد عمل بودن و دست به آچار شدن پر هزینه ترین مسیرهای انتخابی آدمها میتونه باشه
دسته سوم هم کسانی هستند که خودشون استفاده میکنند حتی نتایج بقیه رو هوش مصنوعی ارزیابی میکنند و خودشون نمیتونن نظر بدن ولی از استفاده بقیه جلوگیری میکنند!
اینا دیگه خیلی باحالن.
عادل طالبی retweeted
در ستایش ابرها
از استخر اومدم بیرون این گوگولیها رو دیدم
#ابر
آمدم دانتان گردی و مستقیم چایناتان.
این عکس اولین دشت خیابان اسپادینا است. قشنگ یاد تهران افتادم. – at Toronto, Ontario
دختر جان دارد گوشیها را تست میکند. آیفون دوست ندارد.
پیکسل ۱۱ پرو واقعاً به به... حس عجیبی داشت صفحهاش و استایلش و اندازهاش فیت دست بزرگ من بود.
در نهایت سامسونگ اس ۲۶ اولترا را پسندید. – at Toronto, Ontario
من هم باز و باز، فولد بازی کردم.
ولی فعلا تصمیمم اینه همین اولترا اس ۲۳ که روزی که گوشیم رو ایرانشهر، روز روشن، ازم زدن و این رو خریدمش و تا الان دارم رو، دوست داشته باشم. خاطره اون روز، هر بار غمگین میشم اینجا، یقهام رو میگیره و میگه ولش کن... زندگی همینه... بیا خاطرات رو بذار کنار، بریم خاطرات جدید بسازیم....
باید شروع کنم به خاطره ساختن. قبل از اینکه ویتامین دی (سیلو)، ما را بیخاطره کند... – at Toronto, Ontario























