دلم میخواد بدونم چطور باید فقط ده درصد احترام، توجه، محبت و اهمیتی که به دیگران میدم رو دریافت کنم!
٨/٨
مورفین retweeted
یه سری حرفا هستن که همیشه تو ذهنم مرورشون میکنم، ولی هیچوقت نتونستم به زبون بیارمشون؛ چون میدونم حتی اگه یه روز بگمشون، دیگه هیچچیز مثل قبل نمیشه
و امان از این سنگینی
آمدم از او رنجیده شوم،
اما دیدم نه کامیاب است، نه تحصیل کرده،
نه سخن گفتن را به درستی میداند
و نه با انسانهای شایسته همنشین بوده..
پس حق را به او دادم!
از همهچیز خالی شدهام. نه خوشحالم نه بدحال. نه شاد نه غمگين و نه امیدوارم یا نومید. بی گذشته و آینده، سکونی بی زمان و مکان، معلق در هیچ، همراه با نوعی آگاهی خوابزده به وجود خود، خوابی بیرویا، با چشمان باز.
شاهرخ مسکوب
روزها در راه
نمیتونم حتی برای چندساعت فکرمو دور کنم.. داغ گذاشتند، داغ فرزند بر پدر و مادر و داغ پدر و مادر بر فرزند.
امیدوارم این غم آتیش بزنه وجود بی وجودشونو.
دیروز به استادم زنگ زدم میگم ازمونم رو خراب کردم.. میگه بیا ددتایی از ساختمون سنجش میپریم پایین، دلم نمیاد تنها بپری:') الان واقعا نمیدونم چه گهی بخورم. دوست نداشتم یه چند نفرو ناامید کنم از خودم🫠
بعد هفتهها غمباد دیشب پوکیدم.. ولی بازم یکم آروم نشدم!
دلم میخواست منم میمردم.. من در مقایسه با این حجم از انسانهای زیبا، رعنا، بااستعداد، باهوش، شریف.. هیچم.
من آن چیزی نیستم که تو میبینی، در من آدمی مدت هاست مرده است و بوی تعفنش کاشانهی قبلم را به گند کشیده..
من خوب نیستم.. مدتهاست خوب نبودم. یه مدت طولانیه توی تاریکی گیر افتادم و حتی یادم نمیاد آخرین بار کی از ته دل خوشحال بودم. اُمید برام یه خیال واهیه، که اگر ذرهای در من بود، من هم جسما مُرده بودم.. اما مرگ فقط بُریدن نفس نیست!
رسانههارو دنبال نکنیم، بیرون نریم، خودمونو حبس کنیم تو خونه.. اما با مغزی که درد میکنه و خاموش نمیشه چیکار کنیم؟!
دوستام مشاورههای ضد و نقیض میدن، چت جیپیتی هم خره، نمیدونم چه غلطی کنم. واقعا نیاز به تراپی دارم برای حل تعارضات حل نشدم🫠
من نمیفهمم ولی اگه دست اینا نیست چرا تا مردم ریختن بیرون طلا سریع برگشت روی 14؟ ایشالا که اعتراضات نخوابه. ایشالا که نسلشون منقرض شه و برن گمشن همشون.
خب به لطف فشار استرس و نگرانیهای چند وقت اخیر، اولین تارِ موی سفیدم رو مشاهده نمودم:) چه جوونی! پیر شدیم رفت.


