Pinned Tweet
طول این پرچم که مزین به تصاویر موجود از جاویدنامان است، پنجاه متر بوده که در ۱۴ فوریه روی دستهای ایرانیان ملبورن چرخیده و اشک همگان را درآورده است.
چه بدکرداری ای چرخ
🏴شیرین رستگارپور retweeted
دختر خوانده آتاترک میگوید وقتی در فرانسه دانشآموز بود در کتاب درسی از تُرکها بعنوان نژادی درجه۲ و بربر یاد شده بود. او این موضوع را به اطلاع آتاترک میرساند و آتاترک تصمیم میگیرد با تاریخنویسی دستوری گذشتهای پرشکوه برای ترکان دست و پا کند. آفت اینان ابتدا ترکها را آریایی👇🏻
🏴شیرین رستگارپور retweeted
یه بار یه ترک (از ترکیه) گفت مولانا تُرکه. گفتم مولانا ایرانیه و اشعارش هم به فارسیه. گفت نه؛ اشعار مولانا به زبان ترکی قدیمیه! (جدی)
خواستم بگم بیشتر ترکها همینقدر بیشعور و ابلهاند؛ نمونه:
و اما دربارهٔ تبار این پدربزرگ خوشپوش و خوشبیان و جنتلمن شعر فارسی:
پدربزرگ مادری فریدون مشیری از اشرافزادگان قاجار و از علاقهمندان ادب و هنر بود که شعر نیز میسرود. در دوران نمایندگی مجلس شورای ملی، از هنرمندان روزگار خود حمایتها میکرد و زمینهٔ فعالیت آنان را فراهم میساخت.
دایی او، فضلالله بایگان، بازیگر تئاتر، کارگردان و تهیهکنندهٔ سینما بود و مادر نیز علاقهٔ فراوانی به شعر، قصه و ادبیات داشت و گاه شعری میسرود؛ در بستر خانوادهٔ مادری او، هنر و ادبیات جایگاهی پررنگ داشت.
در خانوادهٔ پدری، این پیشینهٔ فرهنگی در کنار زندگیای شکل میگرفت که بیشتر با مشاغل اداری و امور ارتباطی پیوند داشت. پدر فریدون کارمند وزارت پست بود و پدربزرگش مسئولیت ادارهٔ امور مخابراتی غرب ایران را بر عهده داشت.
بدینترتیب، #فریدون_مشیری در میان دو میراث خانوادگی رشد کرد: از یک سو، گرایش به شعر و هنر و از سوی دیگر، انضباط اداری و ارتباط با عرصهٔ ارتباطات.
ویدیو انتخاب صفحهٔ هنر_فرهنگ و ادبیات است.
من اینجا ریشه در خاکم.
۳ آبان، درگذشت فریدون مشیری به سال ۱۳۷۹ است. شاعری که مزید بر اشعار خاطرهسازش برای دهههای ۳۰ و ۴۰ مسئولیتهای فرهنگیای را نیز عهدهدار بود از جمله بخش فرهنگ مجله «روشنفکر» که باید گفت در معرفی فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی به خوانندگان نقشی پررنگ ایفا کرد.
عکسها عمومی و زحمت زیرنویس با صفحهٔ ادبیات، تاریخ، هنر
در ادامه عکسهای منتخبی از او:
#فریدون_مشیری
من اینجا ریشه در خاکم.
۳ آبان، درگذشت فریدون مشیری به سال ۱۳۷۹ است. شاعری که مزید بر اشعار خاطرهسازش برای دهههای ۳۰ و ۴۰ مسئولیتهای فرهنگیای را نیز عهدهدار بود از جمله بخش فرهنگ مجله «روشنفکر» که باید گفت در معرفی فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی به خوانندگان نقشی پررنگ ایفا کرد.
عکسها عمومی و زحمت زیرنویس با صفحهٔ ادبیات، تاریخ، هنر
من اینجا ریشه در خاکم.
۳ آبان، درگذشت فریدون مشیری به سال ۱۳۷۹ است. شاعری که مزید بر اشعار خاطرهسازش برای دهههای ۳۰ و ۴۰ مسئولیتهای فرهنگیای را نیز عهدهدار بود از جمله بخش فرهنگ مجله «روشنفکر» که باید گفت در معرفی فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی به خوانندگان نقشی پررنگ ایفا کرد.
عکسها عمومی و زحمت زیرنویس با صفحهٔ ادبیات، تاریخ، هنر
دوم آبان، سالروز درگذشت لیلی افشار است. نوازندهٔ ایرانی و نخستین زن دارای دکترای نوازندگی گیتار کلاسیک در جهان. او ۳۴ سال در دانشگاه ممفیس تدریس کرد و با تنظیم نغمههای ایرانی برای گیتار، بخشی از کارش را به معرفی این موسیقی به مخاطبان جهانی اختصاص داد.
لینک زیر مقالهای در یادکردش از کریس دیویس در سال ۲۰۰۳ است:
memphismagazine.com/topics/m…
در ادامه با تعدادی از عکسهای نابش شما را به تماشای دریچهٔ روح سحارش؛چشمهایش، و دستهای رازگویش دعوت میکنم:
دوم آبان، سالروز درگذشت لیلی افشار است. نوازندهٔ ایرانی و نخستین زن دارای دکترای نوازندگی گیتار کلاسیک در جهان. او ۳۴ سال در دانشگاه ممفیس تدریس کرد و با تنظیم نغمههای ایرانی برای گیتار، بخشی از کارش را به معرفی این موسیقی به مخاطبان جهانی اختصاص داد.
لینک زیر مقالهای در یادکردش از کریس دیویس در سال ۲۰۰۳ است:
memphismagazine.com/topics/m…
این کوت_توییت، روی توییتی است که احتمالا طرف حذفش کرده. اما در مورد رانندگی توی مستی…دخترم، دوستش را به من معرفی کرد. از اولین حرفهای گندهگندهای که اون پسر زد همین بود که من اینقدر ظرفیتم بالاست که اصلا مست نمیشم، مهمونی بودیم همه مشروبها رو قاطی خوردم، مامانم هی میگفت میخوایی پشت فرمون بشینی، شب که برمیگشتیم خودش دید چقدر مسلطم.
آاامن هم همون موقع یک خط بزرگ روی پسره کشیدم توی ذهنم، و روی بقیه چیزهاش بیشتر ذرهبین گذاشتم و نداشتن خودانظباطی در موارد زیادی از او دیدم.
سعی کنید یک کاری کنید از چشم مادر دختره نیفتید :))))
پروژهٔ اردوغان روی کاغذ، آرمان او است اما آیا ترکها، به ویژه آذربایجانیهای عزیز ما به چنین زبان مشترکی تن خواهند داد؟
قلب تپندهٔ ارزشگذاریهای هویّتی و دامنزدن به عرق مشترک جریانات افراطی مثل همین پانترکیسم صادراتی از ترکیه نیز در #منافع_اقتصادی ریشه دارد وگرنه یک ملت طبیعی به چنین چیزهایی نیاز ندارد.
#ایران
اصلا در پی درس دادن به آن دیگری(شما) نیستم. صرفا در شرایط بدی قرار دارم و واگویههای درونی و تجربهام را با شما به اشتراک میگذارم:
آیا میتوانم چیزی را عمیقاً بخواهم، برای رسیدن به آن تلاش کنم، اما آرامشم را به تحقق حتمی آن پیوند ندهم؟
خواستن:
انسان برای آینده برنامه میریزد، انتخاب میکند و خواستههایی دارد.
—»
تسلیم:
انسان محدودیت کنترل خود بر جهان و نتیجهٔ اقداماتش را میپذیرد.
—»
رضایت:
انسان میکوشد بدون انکار رنج یا ترک مسئولیت، با واقعیت رابطهای آرامتر برقرار کند.
رفقا سلام، اگر بحث فلسفی آگاهی و تجارب فراآگاهی علاقهمندید و برای شما شگفتانگیز است، درنگی بر این یافتهٔ جدید تجربی داشته باشید.
📍یافته به زبان ساده:کشف اصلی چیست؟
تصور کنید مغز شما همزمان اطلاعات مربوط به دو چهره را دریافت میکند، اما شما فقط یکی را میبینید.
تا پیش از این علم ثابت کرده بود تصویر دوم ممکن است همچنان در مغز پردازش شود، حتی اگر متوجه آن نباشیم.
این پژوهش نشان میدهد که مغز صرفاً تصویر دوم را بهشکل یک اثر ضعیف و محو نگه نمیدارد؛ بلکه شبکههای عصبی برای لحظاتی بسیار کوتاه، تصویر دوم را با جزئیاتی قابل بازسازی بازنمایی میکنند و دوباره به تصویر اول بازمیگردند.
نمای سادهشدهٔ تناوب دو وضعیت عصبی
این نمودار صرفاً برای درک مفهوم است و بازسازی دادههای واقعی مقاله نیست.
-نکتهٔ تعیینکننده این است که جابهجایی بازنماییهای عصبی الزاماً به معنای تغییر تجربهٔ آگاهانهٔ فرد نیست. شخص ممکن است همچنان فقط تصویر اول را ببیند.
📍چرا این یافته مهم است؟
زیرا این احتمال را تقویت میکند که مسئلهٔ آگاهی صرفاً این که کدام نورونها فعال میشوند، نیست بلکه میتواند این هم باشد که فعالیت آنها چه زمانی و چگونه به سامانههای مرتبط با تجربهٔ آگاهانه دسترسی پیدا میکند.
البته هنوز پژوهشگران توضیح ندادهاند که چرا یکی از این بازنماییها وارد آگاهی میشود و دیگری نه.
در واقع خود آنها این موضوع را پرسش اصلی پژوهشهای آینده میدانند.
یک محدودیت مهم این پژوهش:
ثبتهای اصلی روی دو میمون ماکاک انجام شده و آزمایش انسانی برای تأیید پدیدهٔ سرکوب ادراکی صورت گرفته بنابراین نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ جنبههای آگاهی انسان با همین سازوکار توضیح داده میشوند و نکتهای که به نظرم برای بحث فلسفی آگاهی بسیار ارزشمند است:
این مقاله میان «حضور اطلاعات در مغز» و «آگاهبودن از آن اطلاعات» تمایزی تجربی برقرار میکند.
یعنی ممکن است چیزی در مغز ما با دقت پردازش و بازنمایی شود، بیآنکه آن را تجربه کنیم.
حالا اینکه آیا ممکن است در جای دیگری (زمان دیگری) این پردازش به تجربه تبدیل میشود پرسش خود من است.
این تفاوت ظریف، «قلب» مسئلهٔ پژوهش است و مسیری برای درک تجربهٔ فراهوشیاری در برخی عرفانها و در صورت مصرف برخی محرکها.
چنانچه مقاله را خواستید یا خلاصهٔ آن به زبان فارسی را، به تلگرامم پیام بدهید.
1/ We discovered something totally unexpected about the neural structure of consciousness that overturns decades of thinking on its biological basis and brings us significantly closer to the recipe for generating conscious awareness.
New preprint: biorxiv.org/content/10.64898… (led by @HesseJanis, with @FrankLanfranchi, @_conor_mcgrory, @Yuelin_Shi, and @EngelTatiana)
این از همه باحالتره، اسمم را غلط ذخیره کرده، پیام میفرسته کلی میخندم. لغو هم نمیکنم.
اولا: مملکتی که در آن راه رفتن در خیابان جرمانگاری میشود، عجیب است هنوز برای این هجویات تحت عنوان تبلیغات فکری نکردهاند، چون پول توی این اساماسهاست برای مخابرات؟
-آنوقت پولش کجا میره؟ آها-بماند.
ثانیا: نکبتیهای مردمآزار. لعنت به آن مدرسی که ۴تا محتوای زرد به عنوان آموزش روشهای engagement با مشتری به شما یاد داده.
-اینقدر روزانه تبلیغهای پشت سر هم و بیربط میآید که بارها پیامهای جدی و کاریام را از دست دادهام.
اولا: مملکتی که در آن راه رفتن در خیابان جرمانگاری میشود، عجیب است هنوز برای این هجویات تحت عنوان تبلیغات فکری نکردهاند، چون پول توی این اساماسهاست برای مخابرات؟
-آنوقت پولش کجا میره؟ آها-بماند.
ثانیا: نکبتیهای مردمآزار. لعنت به آن مدرسی که ۴تا محتوای زرد به عنوان آموزش روشهای engagement با مشتری به شما یاد داده.
-اینقدر روزانه تبلیغهای پشت سر هم و بیربط میآید که بارها پیامهای جدی و کاریام را از دست دادهام.
🏴شیرین رستگارپور retweeted
یکی از زیباییهای منحصر به فرد ایران گاهشماری مبتنی بر ماههای اوستایی است که نام امشاسپندان (فروردین،اردیبهشت،بهمن و...) را بازتاب میهد اما فقط همین نیست، خود گاهشماری فعلی برآیند چند مرحله تاریخی است: ایران باستان، دوره ساسانی، خیام و قانونگذاری دوره مشروطه.
یعنی جدید در قدیم.



























