Sam Sohrabian (@SohrabianSam) header
Sam Sohrabian (@SohrabianSam) profile picture

Scientist 🔬 | Tech & Car Enthusiast 🏎️ | Runner 🏃‍♂️ | British-Iranian Kurd

London, England
Joined April 2022
Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)Photo by Sam Sohrabian (@SohrabianSam)
جواد علیکردی پس از مراسم برادرش، وکیل خسرو علیکردی، در تاریخ ۲۱ آذرماه ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شد. او پس از بازداشت، روانه سلول‌های انفرادی بازداشتگاهی شد که مهمانانش هم در همان بازداشتگاه بودند. جواد به مدت ۴ ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات حبس بود و پس از آن به زندان وکیل‌آباد فرستاده شد. دو فرزند خسرو، فرزند جواد و مادر عزیزشان که همسر شهید جنگ ۸ ساله و داغ‌دیده فرزند است، چشم‌انتظار او هستند. او را با دستبند و پابند به دادگاه آورده بودند؛ تمام مدت به این فکر می‌کردم که دیدن این تصویر چقدر برای مادر داغدار و همسر مردی که جانش را فدای وطنش کرد، دشوار خواهد بود. #جوادعلیکردی #خسروعلیکردی
15
133
5
536
8,310
خزعل حذف شد؛ منافع نفتی بریتانیا باقی ماند. روایت «فتح خوزستان» را باید کنار تغییر سیاست لندن و تمرکز قدرت در تهران خواند. در این ویدیو، پروندهٔ خزعل را از همین زاویه بررسی می‌کنم: نفت، حمایت بریتانیا و سرنوشت وعده‌های مشروطه. مشروطه با انجمن‌های ایالتی و ولایتی، برای مشارکت مردم در ادارهٔ مناطق جایگاهی پیش‌بینی کرده بود. برداشت من این است که تمرکز قدرت در دورهٔ رضاخان، این مسیر را تضعیف کرد. حاکم محلی کنار رفت؛ سهم مردم از قدرت چه شد؟ #شیخ_خزعل #رضاشاه #خوزستان #مشروطه
22
1
122
1,897
Sam Sohrabian retweeted
۱) دری وری های علی ابراهیم زاده ملقب به کمد ساز: “آیا ما خبر داریم جمهوری اسلامی مردم رو کشته؟ شاید موساد کشته تا جنگ درست کنه تا خامنه ای رو به کشتن بدن.”
علی ابراهیم زاده از آمریکا همین الان تو اسپیس ترکه انار علنا داره واسه سپاه کصکشی می‌کنه و برای بچه های ۱۸ و ۱۹ دی کف خیابون پرونده مسلح بودن درست می‌کنه! ثبت بشه اینجا چون اسپیس ضبط نمیشه! پ.ن جناب نوبادی و دان بزیبایی از بچه های ایران دفاع کردند.
37
87
34
437
39,523
آخه تو قرن ۲۱ هنوز «جاوید شاه»؟! 🤡 بره دنبال چوپونه، رعیت دنبال شاه، آدم آزاد دنبال حق انتخاب! فقط لطفاً اسم ارباب‌خواستن رو نذار آزادی‌خواهی!
163
53
6
525
8,690
امیرسالار داوودی با چه اتهامی و توسط چه ارگانی بازداشت شده و در کجا نگهداری می شود؟ امیرسالار داوودی که روز یکشنبه ۱۹ مهرماه برای دفاع از مهشاد کشانی به دادگاه انقلاب اصفهان مراجعه کرده بود، بازداشت شد و از آن زمان خبری از او‌ شنیده نشده است. امیرسالار که سالها دفاع از متهمان سیاسی و عقیدتی را بر عهده داشت، وکیل تعدادی از محکومان به اعدام و معترضان ۱۸ و ۱۹ دی ماه، از جمله علیرضا سپاهی و علیرضا رییسی بوده و خبر ازدواج علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی را اعلام و درخواست ملاقات کرده بود. نرگس محمدی ۴ آبان ۱۴۰۵
6
144
4
510
6,925
این ویدیو رو منتشر کردم و صدها کامنت گرفتم. واقعاً بعضی از این کامنت‌ها رو باید قاب گرفت و گذاشت توی موزه تاریخ حماقت و شخصیت‌پرستی! بخشی از طرفداران پهلوی برای بزرگ کردن رضاشاه، مردم ایران قبل از اون رو چی خطاب کردن؟ شپشو، چرک و کثیف، بی‌سواد، بی‌فرهنگ، عقب‌مونده، بی‌شناسنامه، وبازده، گرسنه، خزینه‌نشین، لات و الوات، کفترباز، بچه‌باز، بی‌تمدن و حتی با الفاظ رکیکی مثل «کونی»! زن‌های ایرانی رو هم برده، بی‌اختیار و گرفتار مردان وحشی توصیف کردن. به مادر و خانواده من هم توهین کردن و حتی از «ژن معیوب» حرف زدن! خلاصه، از نظر این جماعت، مردم ایران تا صد سال پیش یه مشت موجود بی‌ارزش بودن که رضاخان با زور شلاق ازشون آدم ساخت! حالا سؤال من از همین جماعت اینه: پس اون تمدن ۲۵۰۰ ساله‌ای که گوش دنیا رو باهاش کر کردید، مال کی بوده؟! بالاخره اجدادتون صاحب تمدن بودن یا یه مشت آدم بی‌تمدن که تازه صد سال پیش با تازیانه یه قزاق آدم شدن؟! واقعاً این چه نوع میهن‌پرستیه که برای بزرگ کردن یک پادشاه، حاضرید تمام نیاکان و تاریخ سرزمین خودتون رو لجن‌مال کنید؟! من به همه ایرانی‌ها و حتی همه طرفداران پهلوی توهین نمی‌کنم. حرفم با اون جماعت فحاش و متعصبیه که حتی ظرفیت شنیدن نقد یک پادشاه رو ندارن. اگر شما معتقدید اجدادتون با شلاق رضاخان آدم شدن، این روایت خودتونه؛ به ما و نیاکان ما تعمیمش ندید! ما قبل از رضاشاه هم آدم بودیم، فرهنگ داشتیم، تمدن داشتیم، اندیشه داشتیم و برای آزادی انقلاب مشروطه کرده بودیم. شما برای ستایش یک نفر، تمام یک ملت رو تحقیر می‌کنید و بعد با افتخار دم از میهن‌پرستی می‌زنید؟! این دیگه میهن‌پرستی نیست؛ خودتحقیری، شخصیت‌پرستی و تقدیس شلاقه! و از همه مضحک‌تر اینکه بعد از این همه توهین و تحقیر، باز هم ادعای فرهنگ و تمدن دارید! تمدنی که برای اثباتش مجبور باشید اجداد خودتون رو انکار کنید، بیشتر از تاریخ، به یک بت سیاسی وابسته شده!
به نظر من رضاشاه آینده‌ی ایران مدرن رو نابود کرد. قاجار با همه‌ی ضعف‌هاش ایران رو نگه داشت و مشروطه رو امضا کرد. احمدشاه بهش ضربه زد ولی تعطیلش نکرد. رضاشاه مجلس رو فرمایشی کرد و عشقی و فرخی و مدرس رو حذف کرد. میگن راه‌آهن ساخت. کدوم کشوری تو قرن بیستم بدون راه‌آهن موند؟
65
61
2
348
5,847
خانم دریا صفایی، تناقض فکری شما آن‌قدر آشکار است که دیگر نمی‌شود پشت شعارهای پرزرق‌وبرق پنهانش کرد! در بلژیک نماینده پارلمان و عضو حزب N-VA هستید؛ حزبی که در اساسنامه‌اش تشکیل جمهوری مستقل فلاندر را دنبال می‌کند. یعنی در کشوری دموکراتیک، حق چندصدایی، فدرالیسم و حتی مطالبه استقلال را به رسمیت می‌شناسید؛ اما وقتی نوبت ایران می‌رسد، ناگهان همه این اصول را کنار می‌گذارید و با ذوق‌زدگی از این حرف می‌زنید که «انقلاب فقط یک رهبر دارد»! این دیگر دموکراسی نیست؛ یک بام و دو هوا و تکرار همان منطق پوسیده‌ای است که سال‌ها مردم ایران را زیر سایه اقتدارگرایی نگه داشته است. شما در کشوری آزاد به قدرت سیاسی رسیده‌اید، اما در تحلیل آینده ایران چنان گرفتار شخص‌پرستی شده‌اید که انگار مردم فقط باید یک نفر را بالای سر خود بگذارند و بقیه هم بی‌چون‌وچرا اطاعت کنند. طرفداری از رضا پهلوی حق شماست؛ اما تبدیل یک چهره سیاسی به «رهبر بی‌رقیب» و مطالبه اطاعت از او، نه نشانه شجاعت است و نه فهم سیاسی. این فقط نشان می‌دهد که میان آزادی برای خود و آزادی برای دیگران تفاوت می‌گذارید؛ دموکراسی را تا جایی می‌خواهید که به انتخاب‌های خودتان خدمت کند. واقعاً تأسف‌بار است که کسی با تجربه حضور در ساختار سیاسی یک کشور دموکراتیک، هنوز فرق میان رهبری سیاسی، رقابت حزبی و کیش شخصیت را تشخیص نمی‌دهد. اگر قرار باشد هر بار یک منجی تازه بالای سر مردم بنشانیم، چه تفاوتی با همان ساختار اقتدارگرایی دارد که ادعا می‌کنید با آن مخالفید؟ خانم صفایی، دموکراسی یعنی مردم صاحب قدرت باشند، نه اینکه شما برایشان یک رهبر مادام‌العمر انتخاب کنید و بعد هر مخالفتی را بی‌اعتقادی یا خیانت جا بزنید. آزادی اگر واقعاً برای شما ارزش دارد، باید برای همه باشد؛ نه فقط برای فلاندر، حزب شما و هواداران رهبر محبوبتان. وگرنه آنچه عرضه می‌کنید دموکراسی نیست؛ نسخه‌ای بزک‌شده از همان اطاعت‌طلبی قدیمی است.
شاهزاده، دارای همان فره ایزدی است که همیشه ایران را از سیاهی نجات داده. ما در هزاران سال تاریخ ایران و افسانه‌هایش دیده‌ایم که ایران همیشه زیر سایه چنین فرهی دوباره فرهمند شده. جبهه هفت آبان، بازوی انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، برای نبرد آخر آماده است. برای آخرین نبرد و بازگشت پهلوی به هفت آبان بپیوندید. @7aban_H
57
81
4
549
9,448
خانم شیرالی، مشکل اصلی همین نگاه گزینشی به تاریخ است. من نگفتم رضاشاه دستاوردی نداشت؛ بحث این است که نوسازی در دوره او، بنا بر بخش مهمی از پژوهش‌های تاریخی، هم‌زمان با تضعیف نهادهای مشروطه و محدود شدن آزادی‌های سیاسی پیش رفت؛ هرچند درباره دامنه این محدودیت‌ها اختلاف نظر وجود دارد. برای بررسی این موضوع، بنگرید به: یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ هما کاتوزیان، دولت و جامعه در ایران؛ و استفانی کرونین، رضاشاه و شکل‌گیری ایران نوین. این ادعا که قاجارها به‌دلیل حرام دانستن راه‌آهن از سوی روحانیت نتوانستند آن را بسازند، با شواهد تاریخی سازگار نیست. راه‌آهن تهران–شاه‌عبدالعظیم در ۱۸۸۸ و خط تبریز–جلفا در ۱۹۱۶، پیش از رضاشاه، به بهره‌برداری رسیدند. درباره تاریخ راه‌آهن ایران، بنگرید به آثار ویلم فلور و استفانی کرونین. البته راه‌آهن سراسری، که در دوره رضاشاه ساخته و در ۱۹۳۸ افتتاح شد، از مهم‌ترین پروژه‌های عمرانی آن دوره بود. درباره ادعای حرام دانستن آب لوله‌کشی نیز باید سند مشخصی، مانند فتوا یا گزارش معتبر، ارائه کرد و مخالفت‌های احتمالی محلی را نمی‌توان به کل روحانیت تعمیم داد. روحانیت جریانی یکدست نبود: آخوند خراسانی از مشروطه حمایت می‌کرد و برخی روحانیون نیز در مقاطعی از رضاخان پشتیبانی کردند، اما میزان و انگیزه این حمایت‌ها متفاوت بود. برای بررسی این موضوع، بنگرید به حامد الگار، دین و دولت در ایران، و احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران. رضاشاه نفوذ روحانیون را در دادگستری و آموزش کاهش داد، اما استقلال مجلس، رقابت سیاسی و فعالیت مخالفان نیز محدود شد. نظارت حکومت بر انتخابات، تعیین نامزدها و فشار بر مخالفان، مبنای تعبیر «مجلس فرمایشی» است؛ هرچند این تعبیر باید با ارجاع به اسناد انتخاباتی و خاطرات نمایندگان به کار رود. برای این بحث، آثار آبراهامیان، کاتوزیان و پژوهش‌های مربوط به مجلس پنجم قابل مراجعه‌اند. کشته شدن مدرس در ۱۳۱۶ و مرگ فرخی یزدی در زندان در ۱۳۱۸ نیز از رخدادهای مهم این دوره‌اند. درباره مدرس، بنگرید به آثار محمد ترکمان و اسناد مربوط به تبعید، حبس و قتل او؛ درباره فرخی یزدی نیز به محمدعلی سپانلو، چهار شاعر آزادی، و اسناد پرونده او مراجعه کنید. این منابع درباره بازداشت، زندان و مرگ او اطلاعاتی ارائه می‌کنند، اما درباره جزئیات قتل و میزان مسئولیت مستقیم حکومت باید میان گزارش‌های هم‌عصر، خاطرات و پژوهش‌های بعدی تفکیک قائل شد. مصدق، که شما در کنار رضاشاه از او به‌عنوان یکی از پایه‌های ناسیونالیسم یاد می‌کنید، در سال ۱۳۰۴ با پادشاه شدن رضاخان مخالفت کرد. متن سخنان او در مذاکرات مجلس پنجم و نیز در کتاب محمدعلی همایون کاتوزیان، مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، قابل بررسی است. مخالفت مصدق بیشتر اعتراض به تغییر سلطنت و پیامدهای سیاسی آن بود، نه رد همه برنامه‌های نوسازی. بنابراین، راه‌آهن سراسری دستاوردی مهم است، اما نمی‌توان کاهش استقلال مجلس و محدود شدن آزادی‌های سیاسی را نادیده گرفت. مشروطه برای محدود کردن قدرت شاه و ایجاد نهادهای پاسخ‌گو شکل گرفت؛ پس نوسازی عمرانی، بدون حفظ این نهادها، به‌تنهایی تحقق آرمان مشروطه نیست.
یکی از عادات اشتباه ما ایرانیان اینست که تاریخ را با عینک امروز نگاه می‌کنیم. چون امروز از دست شاهزاده پهلوی و ‌کارهای اشتباهش عصبانی هستیم، پس رضاشاه خائن بود !!! رضا شاه فقید اشتباه کم نداشت. ولی بزرگ‌ترین ابتکارش به حاشیه راندن روحانیت بود. کاری‌که‌مطلقا قاجارها نتوانستند انجام دهند و رفرم هایشان یکی پس از دیگری به‌ گل می‌نشست. قاجارها حتی‌نتوانستند راه آهن بکشند چون‌ روحانیت آنرا‌ حرام میدانست. حتی آب لوله‌کشی را برای دین خطرناک اعلام‌کردند. در‌چنین شرایطی، به حاشیه راندن روحانیت پرنفوذ، یک انقلاب در نوع خودش محسوب می‌شد. با توهین به مردان بزرگ تاریخ، با توهین به بزرگانی چون رضا شاه و مصدق، دو پایه ناسیونالیسم ایرانی، ما بزرگ نمیشویم.
3
6
71
1,443
به نظر من رضاشاه آینده‌ی ایران مدرن رو نابود کرد. قاجار با همه‌ی ضعف‌هاش ایران رو نگه داشت و مشروطه رو امضا کرد. احمدشاه بهش ضربه زد ولی تعطیلش نکرد. رضاشاه مجلس رو فرمایشی کرد و عشقی و فرخی و مدرس رو حذف کرد. میگن راه‌آهن ساخت. کدوم کشوری تو قرن بیستم بدون راه‌آهن موند؟
708
105
51
662
70,993
در مصاحبه با abc در مورد راهبرد «گذار دموکراتیک» از استبداد دینی به دموکراسی و مسئله پایان دادن به جمهوری اسلامی به دلیل «اصلاح ناپذیر» و« نا کارآمد »بودن رژیم صحیت کرده ام. ویدیو کامل در یوتیوب: youtube.com/watch?v=yGrhIcub…
202
135
21
672
30,689
این سوال اون‌قدر دقیق و جذاب بود که تصمیم گرفتم جوابش رو در قالب این ویدیو بدم و از این به بعد هم به بهترین کامنت‌هاتون همین‌طوری با ویدیو پاسخ بدم.  فقط دو تا پرانتز مهم برای اینکه هیچ سوءتفاهمی پیش نیاد: ۱. وقتی در این ویدیو از چپ حرف می‌زنم، منظورم به هیچ وجه چپ میانه و دموکراتیک نیست. نقد من به ذات «افراط‌گرایی» در تمام اشکال اونه؛ چه چپ باشه، چه راست، چه مذهبی و چه غیرمذهبی. وقتی از اعتدال خارج بشی و بخواهی عقیده‌ات رو با حذف بقیه تحمیل کنی، در نهایت خروجی یکی است.  ۲. همیشه وقتی به ائتلاف تندروهای چپ و مذهبی در سال ۵۷ فکر می‌کنم، این سوال برام پیش میاد که آیا می‌شد جلوی این فاجعه رو گرفت؟ من معتقدم اواخر سلطنت محمدرضاشاه هنوز راهی وجود داشت که کار به انقلاب نکشه. اگر محمدرضاشاه کمی زودتر به خودش می‌جنبید، آزادی‌های سیاسی بیشتری می‌داد و واقعا به اصول مشروطه عمل می‌کرد، شاید نیروهای میانه‌رو تقویت می‌شدن، رادیکال‌ها خلع سلاح می‌شدن و اون سقوط تاریخی اصلا اتفاق نمی‌افتاد. ویدیو رو ببینید و برام بنویسید: به نظرتون اگر شاه زودتر فضای سیاسی رو باز می‌کرد، مسیر تاریخ عوض می‌شد؟
Replying to @SohrabianSam
حالا یک هم تحلیل کن چرا چپ و اسلام‌گرا افراطی بهم می‌رسند در صورتی که هر کدوم ميدونند اگر اون یکی به قدرت برسه دهن اون یکی دیگه رو سرویس میکنه
6
13
91
1,665
پروپاگاندا می‌گوید: رضاشاه قرارداد استعماری دارسی را در بخاری سوزاند تا دست انگلیس را از نفت ایران قطع کند! اسناد تاریخی می‌گویند: از قرارداد قاجار فقط ۲۸ سال مانده بود و در سال ۱۹۶۱ کل تاسیسات نفت و پالایشگاه آبادان باید «رایگان» به ایران می‌رسید؛ اما رضاشاه با سوزاندن آن، قرارداد ۱۹۳۳ را امضا کرد که حق مالکیت ایران را نابود و استعمار نفتی انگلیس را ۳۲ سال دیگر تمدید کرد! تاریخ را با اسناد بخوانیم، نه با افسانه‌ها. به نظر شما مقصر اصلی که بود؟ 👇 #فراتر_از_خبر #تاریخ_ایران
16
62
2
251
4,214
Sam Sohrabian retweeted
Bahar Atish, an Iranian rapper, singer, and human rights activist based in Canada, uses her voice to advocate for women's rights, freedom of expression, and the abolition of the death penalty. Now, she needs our support to cover legal expenses following lawsuits filed against her by individuals affiliated with a group whose activities are familiar to many. This is the moment to stand with Bahar. 🔗 DONATE & SUPPORT @BaharAtish: spotfund.com/story/c8da6bcc-…
9
67
1
214
4,453
بلژیک برای دفاع از پادشاهی، اتیوپی برای رد فدرالیسم؛ اما چرا بلژیکِ فدرال از مقایسه حذف می‌شود؟ بلژیک، کانادا و استرالیا هم پادشاهی مشروطه‌اند و هم فدرال. اگر موفقیت این کشورها شاهدی به سود پادشاهی است، نمی‌توان ویژگی فدرال آن‌ها را نادیده گرفت و بعد، شکست‌های اتیوپی را به حساب فدرالیسم گذاشت. چنین مقایسه‌ای رابطهٔ علت‌ومعلولی را نشان نمی‌دهد؛ فقط شواهد موافق یک نتیجه را کنار هم می‌چیند. دربارهٔ اتیوپی، ترتیب وقایع هم تعیین‌کننده است: استقلال اریتره در ۱۹۹۳، پیش از اجرایی‌شدن قانون اساسی فدرالِ ۱۹۹۵ اتفاق افتاد. فدراسیون اتیوپی و اریتره در ۱۹۵۲ نیز ساختاری متفاوت بود. یکی‌گرفتن این دو تجربه، تحلیل تاریخی را مخدوش می‌کند. پادشاهی یا جمهوری بودن، پرسشی متفاوت از نحوهٔ تقسیم قدرت میان مرکز و مناطق است. هیچ‌کدام هم به‌تنهایی ضامن دموکراسی نیستند. پرسش جدی‌تر این است: قدرت چگونه محدود و پاسخ‌گو می‌شود، حقوق برابر چگونه تضمین می‌شود و مردم چه اختیاری در تعیین ساختار سیاسی دارند؟ این ویدئو نقدِ عوض‌شدن معیارهاست؛ چون آیندهٔ ایران را نمی‌شود با نمونه‌های دست‌چین‌شده توضیح داد.
8
27
2
156
2,012
در مقاله اخیرم به همراه الکس وینستون در اورشلیم پست شرح دادم که چگونه «فدرالیسم قومی-زبانی»، کشور تاریخی اتیوپی را گرفتار جنگ های بی پایان قومی، ویرانی و مرگ کرده است. نوشتم که اتیوپی یکی از تمدن های تاریخی است و مانی، پیامبر ایرانی اوایل دوران ساسانی، اکسوم (نام باستانی اتیوپی) را در کنار ایران، چین و روم، چهار تمدن بزرگ جهان نامید. فاجعه از جایی آغاز شد که مارکسیست ها، اتیوپی را نه یک ملت با تمدن تاریخی، که کشوری «کثیر المله» نامیدند، با مدل فدرالیسم و حق جدا شدن از کشور. در سال ۱۹۷۴ مارکسیست‌ها پادشاهی دیرین اتیوپی را سرنگون کردند. سرانجام فدرالیسم قومی-زبانی برقرار شد و هر منطقه نیروی شبه نظامی اختصاصی ایجاد کرد. همسایگانی که قرن ها در کنار هم می زیستند صرفا بدلیل اینکه از قوم دیگری بودند اخراج شدند که به جنگ های قومی انجامید. اریتره نیز از اتیوپی جدا شد، که اتیوپی را به کشوری محصور در خشکی و‌ بدون دسترسی به دریا تبدیل کرد. تنها در جنگ‌های قومی سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲، بیش از ۵۰۰ هزار نفر کشته شدند. اتیوپی, آزمایشگاهِ تئوری هویتی مارکسیست ها بود. نتیجه «فدرالیسم قومی-زبانی»، تجزیه، جنگ های بی پایان، ویرانی و مرگ بود. تجربه اتیوپی، درسی بزرگ‌ برای ایران است که تاکید بر هویت ملیِ شهروند‌محور و حفظ تمامیت ارضی، بسیار حیاتی است و ایده های هویتی چپ با ایجاد مرزبندی‌های قومی می‌توانند به جنگ، فروپاشی و ویرانی اقتصادی منجر شوند.
267
چرا دو قطب سیاسی که ظاهراً دشمن خونی هم هستند، موقع حذف رقیب، برخورد با منتقد و نگاه به قدرت، دقیقاً کپی هم رفتار می‌کنند؟ 🧲 در علوم سیاسی به این پدیده «نظریه نعل اسب» (Horseshoe Theory) می‌گویند؛ جایی که دو سرِ افراطی یک طیف آن‌قدر از مرکز و اعتدال فاصله می‌گیرند که در نهایت خم می‌شوند و در عمل به یکدیگر می‌رسند. در این ویدیو، ۵ شباهت ساختاری و رفتاری عجیب بین گفتمان رسمی حاکمیت و جناح رادیکال سلطنت‌طلب را کنار هم گذاشتیم: ۱. فرقه شخصیت و منجی‌گرایی: خلاصه کردن تمام کشور و آینده در وجود یک فرد به جای تکیه بر نهادها و احزاب مستقل. ۲. دوقطبی‌سازی مطلق (یا با ما، یا بر ما): حذف هر صدای مستقل با برچسب‌های آماده؛ در یک سو «ضدانقلاب و نفوذی»، در سوی دیگر «پنجاه‌وهفتی، چپول و صادراتی». ۳. پناه بردن به نوستالژی: فرار از ارائه برنامه برای آینده و تقدیس بی‌چون‌وچرای یک «عصر طلایی» در گذشته. ۴. نگاه امنیتی به تکثر: زدن برچسب «تجزیه‌طلب» به هر نوع مطالبه مدنی، فرهنگی یا نقد تمرکزگرایی. ۵. ارتش‌های سایبری آینه‌ای: استفاده از یک الگوریتم واحد (تهدید، پرونده‌سازی و حملات گله‌ای) برای ترور شخصیت و ساکت کردن منتقدان. ⚠️ یک تفکیک مهم: نقد این ویدیو متوجه ایده «مشروطه‌خواهی» به عنوان یک مدل سیاسی دموکراتیک نیست؛ بلکه نقد ذهنیت تمامیت‌خواه و رادیکالی است که می‌خواهد همان نرم‌افزار استبدادی را با یک پوسته جدید بازتولید کند. استبداد قبل از اینکه یک ساختار سیاسی باشد، یک «فرهنگ» است. 💬 نوبت شما: به نظرتان ریشه این شباهت‌های رفتاری در کجاست و چطور می‌شود از این چرخه تکرار تاریخی خارج شد؟ در کامنت‌ها بنویسید. ⁠#علوم_سیاسی⁠ ⁠#نظریه_نعل_اسب⁠ ⁠#جامعه_شناسی_سیاسی
12
51
3
186
2,474
یک جاده در شمال، دو پادشاه دشمن، و ۵۰ سال فاصله! ناصرالدین‌شاه ۲۹ روز در گل‌ولای مازندران رفت، ویرانی را دید، سفرنامه نوشت و هیچ کاری نکرد. رضاشاه همان مسیر را ۱۳ روزه رفت، جاده ساخت و کتاب نوشت؛ اما کتابش را کس دیگری نوشت و خودش بیش از ۲٬۰۰۰ روستای شمال را به نام شخص خودش سند زد... و روز تبعید، همه را به قیمت فقط ۱۰ گرم نقره پس داد! کدام مدل حکمرانی به ایران بیشتر ضربه زد؟ بی‌کفایتی قاجار یا سازندگی به قیمت مصادره؟ #فراتر_از_خبر #تاریخ_ایران #رضاشاه #قاجار
36
42
2
223
6,045
پول اعتصاب‌های ۵۷ از کجا اومد؟ جوابش توی سومین خطای انتحاریِ خود شاهه: تقدیم کردن خزانه‌ی بازار به روحانیت. قسمت آخرِ سه‌گانه‌ی «شاه چطور انقلاب ۵۷ رو ساخت»: 🔻 دزدسالاری درباری «بنیاد پهلوی» روی کاغذ خیریه بود؛ تا سال ۵۶ شد کارتلی معاف از مالیات با بیش از ۳.۲ میلیارد دلار دارایی و سهم در بیش از ۲۰۰ شرکت، از بانک و بیمه تا هتل و کازینو. طبق اسناد سنای آمریکا، خاندان سلطنتی و فرماندهان ارشد ارتش در قراردادهای اسلحه و عمرانی ۵ تا ۲۰ درصد پورسانت می‌گرفتن. و طبق گزارش بانک مرکزی، در آستانه انقلاب ۱۷۵ نفر از وابستگان رژیم بیش از ۲.۴ میلیارد دلار از ایران خارج کردن. 🔻 جنگ انتحاری با بازار تابستان ۵۴ شاه به‌جای دیدن ریشه‌ی تورم، کاسب‌ها و بازاری‌ها رو مقصر گرونی معرفی کرد و بیش از ۱۰ هزار بازرس حزب رستاخیز ریختن توی بازارها. نتیجه: ۲۵۰ هزار جریمه، ۸ هزار زندانی، ۲۳ هزار تبعیدی. بازاری که در ۲۸ مرداد متحد دربار بود، رفت پشت روحانیت و سال ۵۷ با «کمیته‌های امداد اعتصاب» خرج اعتصاب‌ها رو داد. 🔻 خودکشی با یک مقاله وقتی همه‌ی قدرت دست یک نفره، حکومت می‌شه یه «هرم وارونه». بختیار و سنجابی و بازرگان فقط اجرای قانون اساسی مشروطه رو می‌خواستن و جوابی نگرفتن؛ اما ۱۷ دی ۵۶ یه مقاله‌ی توهین‌آمیز علیه خمینی در روزنامه اطلاعات چاپ شد و شد کبریت در انبار باروت. پازل کامل شد: شاه با سرکوب سکولارها «مغز» انقلاب رو در مساجد ساخت، با نابودی کشاورزی «بازو»ش رو در حلبی‌آبادها، و با حمله به اصناف «جیب»ش رو در بازار. جمهوری اسلامی رفتنیه. اما ایرانِ فردا رو نه «فره ایزدی» نجات می‌ده، نه منجی تک‌نفره؛ فقط احزاب مستقل، مطبوعات آزاد، سندیکاها و قانون. به امید اون روز. منابع: رابرت گراهام («ایران: توهم قدرت»)، یرواند آبراهامیان، اسناد سنای آمریکا، گزارش بانک مرکزی قسمت‌های ۱ و ۲ هم توی صفحه هست. #فراترازخبر #انقلاب_۵۷
11
59
1
233
3,265
«مردم ایران در سال ۵۷ از سرِ شکم‌سیری و خوشیِ زیاد انقلاب کردن!» حتماً این جمله رو بارها شنیدید؛ اما آمارهای رسمی بانک مرکزی و سازمان بین‌المللی کار (ILO) در دهه ۵۰، یک واقعیت کاملاً برعکس و تکان‌دهنده رو نشون می‌ده. در قسمت اول دیدیم که چطور محمدرضاشاه با قلع‌وقمع تمام احزاب و سندیکاهای سکولار، «مغز و ستاد فرماندهی انقلاب» رو دودستی تقدیم شبکه ۹ هزار مسجد و ۱۸۰ هزار روحانی کرد. اما یک سوال بزرگ باقی موند: این مساجد، لشکر و پیادهنظامِ میلیونیِ کفِ خیابونشون رو از کجا آوردن؟ پاسخ در چهار خطای استراتژیک اقتصادیِ خودِ شاه نهفته است که ارتشِ حاشیه‌نشین‌ها رو ساخت و تحویل مساجد داد: ۱. فاجعه‌ی اصلاحات ارضیِ دستوری و حذف ۴۵٪ روستاییان:در قانون اصلاحات ارضی، نزدیک به ۴۵ درصد از جمعیت روستاها که کارگر فصلی بودن («خوش‌نشین‌ها»)، حتی یک متر زمین نگرفتن و بیکار شدن! به ۷۵ درصدِ بقیه هم قطعاتِ غیراقتصادیِ زیر ۷ هکتار رسید. در دهه ۵۰، دولت کشاورزها رو مجبور کرد زمین‌هاشون رو تحویل «شرکت‌های کشت و صنعت» بدن و هم‌زمان با پول نفت، واردات غلات ارزون رو شروع کرد. نتیجه؟ ایرانِ صادرکننده غذا، در سال ۵۶ شد واردکننده‌ی ۲.۶ میلیارد دلار مواد غذایی! ۲. سونامی مهاجرت و کمربند حلبی‌آبادها:با فروپاشی کشاورزی سنتی، در دهه پنجاه سالانه بیش از ۳۰۰,۰۰۰ روستاییِ مذهبی آواره‌ی شهرهای بزرگ شدن و در «حلبی‌آبادها»، «کپرها» و «گودهای جنوب تهران» (بدون آب لوله‌کشی، برق و فاضلاب) ساکن شدن؛ جاهایی که هیچ حزب سیاسی و سندیکایی اجازه فعالیت نداشت، اما سرِ هر کوچه یک مسجد و حسینیه فعال بود. ۳. جنون نفتی سال ۵۲، بیماری هلندی و تورم ۲۰۰ درصدی مسکن:وقتی در سال ۵۲ درآمد نفت ناگهان از ۲.۸ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار رسید، کارشناسان سازمان برنامه هشدار دادن که زیرساخت کشور کششِ تزریق این حجم از نقدینگی رو نداره. اما شاه که دچار توهم قدرت شده بود، هشدارها رو رد کرد و بودجه برنامه پنجم رو به ۶۹ میلیارد دلار رسوند. نتیجه؟ انفجار نقدینگی و تورم! بین سال‌های ۵۲ تا ۵۵، اجاره‌خونه در تهران تا ۲۰۰ درصد جهش کرد و بیش از نیمی از حقوق کارگر و کارمند رو بلعید. طبق گزارش سازمان بین‌المللی کار، ضریب جینی شهری از ۰.۵۱ گذشت و ایران به یکی از نابرابرترین کشورهای جهان تبدیل شد (۱۰ درصدِ ثروتمند، بیش از ۴۰ درصد کل ثروت کشور رو مصرف می‌کردن). ۴. شوک انقباضی سال ۵۶ و جرقه در انبار باروت:صدها هزار جوانِ روستایی و مذهبی، روزها در شمال تهران برج‌ها و کاخ‌های لوکس رو می‌ساختن و شب‌ها با خشم و احساس تحقیر به حلبی‌آبادهای جنوب شهر برمی‌گشتن. ضربه نهایی در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ زده شد؛ زمانی که دولت جمشید آموزگار برای مهار تورم، ناگهان بودجه‌های عمرانی رو قطع کرد. پروژه‌های ساختمانی خوابید و بیش از ۴۰۰,۰۰۰ کارگر ساختمانیِ مهاجر، یک‌شبه بیکار و آماده‌ی حضور در خیابان شدن! چرا امروز این پرونده رو باز می‌کنیم؟همون‌طور که در قسمت اول گفتم، از نظر من جمهوری اسلامی کارش تموم شده و رفتنیه! اما چیزی که حیاتی و سرنوشت‌سازه، فردای ایرانه.اگر تاریخ رو بدون تعصب نخونیم و نقد نکنیم، محکومیم که دوباره در چرخه‌ی معیوبِ تصمیمات فردمحور، بی‌توجهی به نظر کارشناسان و نابودی نهادهای مدنی سقوط کنیم. در قسمت سوم و پایانی (فردا شب) به سراغ آخرین قطعه پازل می‌ریم: وقتی در سال ۵۷ میلیون‌ها نفر ماه‌ها اعتصاب کردن، پول و حقوقشون از کجا تامین می‌شد؟ داستانِ امپراتوری ۳.۲ میلیارد دلاری بنیاد پهلوی، جنگ انتحاری شاه با بازار در سال ۵۴، و خودکشی حکومت با یک مقاله! (اگر قسمت اول رو ندیدید، لینکش رو در کامنت اول گذاشتم 👇)
53
91
3
373
8,927
اگه بگم معمار اصلیِ به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی نه خمینی بود، نه جیمی کارتر، نه کنفرانس گوادلوپ… بلکه خود محمدرضا شاه پهلوی بود، باور می‌کنید؟ قسمت ۱ از ۳ «فراتر از خبر» | خرافه، توهم قدرت و میدان دادن به مذهب جمهوری اسلامی داره روزهای آخرش رو نفس می‌کشه. نگرانی من چیزیه که قراره بعدش بیاد. ما نباید دوباره در دام سیستمی فردمحور و خطاپذیر بیفتیم. ملتی که تاریخش رو نقد نکنه، محکومه که تکرارش کنه. پرده‌ی اول: خرافه و توهم قدرت شاه، برخلاف تصویر سکولاری که امروز ازش می‌سازن، به شدت خرافاتی بود. هم در کتاب «مأموریت برای وطنم» و هم در مصاحبه با اوریانا فالاچی تعریف می‌کنه که در کودکی، بعد از افتادن از اسب و ابتلا به تیفوس، ائمه‌ی شیعه رو در خواب دیده و نجات پیدا کرده. واقعاً باور داشت یک «فرّه ایزدی» محافظ تاج‌وتختشه. سال ۱۳۵۲ قیمت نفت چهار برابر شد و این باور با ثروت نفت ترکیب شد و به توهم قدرت مطلق رسید. شاه دیگه صدای هیچ کارشناس و منتقدی رو نمی‌شنید. اسفند ۵۳ حتی دو حزب مطیع خودش رو هم منحل کرد، حزب رستاخیز رو ساخت و گفت هر کس واردش نشه، یا جاش در زندانه یا پاسپورتش رو بگیره و از ایران بره. در سیاست به روی کل طبقه‌ی متوسط و تحصیل‌کرده بسته شد. پرده‌ی دوم: قلع‌وقمع سکولارها، میدان به روحانیت شاه و ساواک دشمن اصلی رو نه در قم، بلکه در چپ‌ها و ملی‌گرایان سکولار می‌دیدن و می‌خواستن از مذهب به عنوان پادزهر کمونیسم استفاده کنن. بعد از کودتای ۲۸ مرداد، برای راضی کردن روحانیون، رئیس ستاد ارتشش، سرلشکر باتمانقلیچ، با کلنگ کنار شیخ فلسفی مرکز بهائیان تهران رو تخریب کرد. به انجمن حجتیه میدان داد و عکس‌های زیارت مکه و مشهدش مرتب پخش می‌شد. از ۱۳۴۲ به بعد ساواک سندیکاهای کارگری، کانون نویسندگان و احزاب سکولار رو قلع‌وقمع کرد، اما شبکه‌ی مساجد و هیئت‌ها در مصونیت کامل بود. پرده‌ی سوم: آمار ۱۳۵۵ ▪️ ۲۱ دانشگاه در کل کشور ▪️ سالانه ۲۵۰ هزار دیپلمه پشت سد کنکور ▪️ احزاب سیاسی و سندیکاهای مستقل: صفر ▪️ در مقابل: بیش از ۹ هزار مسجد بزرگ شهری و ۴۵ هزار مسجد روستایی و حسینیه ▪️ حدود ۱۸۰ هزار روحانی و طلبه ▪️ بیش از ۱۲ هزار هیئت مذهبی، فقط در تهران ▪️ ۱٬۴۰۰ عنوان کتاب مذهبی در سال، یعنی یک‌سوم کل نشر کشور درس بزرگ تاریخ همینه: حکومتی که از نقد بترسه، توهم قدرت می‌گیره، نهادهای مدنی و سکولار رو نابود می‌کنه و با دست خودش افراطی‌ترین نیرو رو به قدرت می‌رسونه. شاه تمام خیابان‌های سیاست رو بن‌بست کرد و فقط یک اتوبان چهاربانده به سمت مسجد باقی گذاشت. اما این مساجد، لشکر و پیاده‌نظامِ کف خیابون رو از کجا آوردن؟ فردا شب، قسمت دوم: اصلاحات ارضی، تورم ۲۰۰ درصدی و بمب ساعتی حلبی‌آبادها. به نظر شما شاه مقصر اصلی بود؟ منبع آمار: مقاله‌ی «خودکشی ساختاری دولت پهلوی» #فراتر_از_خبر #انقلاب_۵۷
5
25
842