شما که سریال تد لاسو رو دیدی، میدونی Lasso یعنی چی؟
من نمیدونستم، دیروز از دختر کوچیکه یاد گرفتم. 😅
رفته بود یه کابل usb بسته بود به گردن عروسکش که تو جنگ بالشتها باهاش به من حمله کنه! بهش میگم بابا این کابله! خراب میشه؛ برای این کار نیست. میگه میخواستم lasso درست کنم برای جنگ.
میانسالی اونجاست که ترجیح میدی الکلاسیکو رو تنها ببینی حتی وقتی چند جا دعوت شدی.
راستش خیلی وقته برام ۹۰ دقیقههای فوتبالی دیگه فقط فوتبال نیست. وسط اون هیاهو و شلوغی خلوته. مراقبهست. همین که با کسی حرف نمیزنی. همین که جهان حواسش به تو نیست. همهی دردات یکی یکی میان سراغت. همهی تنهاییهات. همهی نگرانیهات…
فوتبال دیدن برای من حلاجی نشخوارهای ذهنیامه…
شریک زندگیات کن مرا به هر شکلی
من از لبت دوسه خط حرف ساده میخواهم
من از تو سهم خودم را زیاده میخواهم
همینقَدَر که بیاید صدای پیغامت
دوباره زنگ بزن از همان فراسوها
که نیک و بد همه یک ماجرای ساختگی است
دوباره زنگ بزن تا بگویمت که چقدر
درخت میشوم از زنگ نابهنگامت…
#سعید_مبشر
#ذکر_شب
روزگار من و مویش به پریشانی رفت…
#احمد_امیرخلیلی
#ذکر_شب
گفت عالم همه در بندگی شیطاناند
گفتم ای زاهد خودبین! به زیانِ تو که نیست
#هوشنگ_ابتهاج
#ذکر_شب
من از میان بلایای سخت آمدهام
که دانه رفته ام اما درخت آمدهام
اگر شناختهام سرپناه بودن را
اگر کمی بلدم تکیه گاه بودن را
اگر گریختم از جمع، گوشه گیر شدم
اگر که بیشتر از قبل سر به زیر شدم
درخت آمدهام... ایستاده در غمها
دلم پر است پر از یادگار آدمها
هزار خاطره از زخم این و آن دارم
مرا به حرف نگیرید... داستان دارم.
#ياسر_قنبرلو
#ذکر_روز
در تمامِ
فروپاشیهایِ زندگی
ایستادم چشم در چشم
اما این روزها
برای گیر کردن لباسم
به دستگیرهی در هم گریه میکنم…
#فرگل_مشتاقی
#ذکر_شب
ما را سر زلف یار میباید، نیست
صبری و دلی به کار میباید، نیست
اندوه که در میان نمیباید، هست
دلدار که در کنار میباید، نیست
#مهستی_گنجوی
#ذکر_شب
اندوه ماهیان گریزان را
جریان رودخانه نمیداند
ما میرویم و خاطره میماند
حق با پرندگان مهاجر بود…
#سعید_مبشر
#ذکر_شب
لبم به وسوسهی بوسهدزدی آمده بود
ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد
نشد که با تو برآرم دمی نفس به نفس
هوای خاطرم امروز مُشکسوده نشد…
#حسین_منزوی
#ذکر_شب
زندگی بدون وینی واقعا زیباست! کاش جای ۴ جلسه ۴۰ جلسه محروم میشد! تا کشیده بیرون بیرون درست شد 😂
البته چند تا گاو دیگه رو هم کشید بیرون!
برای همهی ما
همهی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفتیم…
#محمدرضا_عبدالملکیان
#ذکر_شب
به دلِ گرفته مانَد، قدحِ شراب بی تو...
#رفیع_خان_باذل
#ذکر_روز








