Pinned Tweet
ما داستان دنکیشوت را وارونه زندگی میکنیم.
در حالی که حسابی واقعبین شدهایم و پیمان بستهایم که خنثی و سترون و بیشکوه روزمرگی را بگذرانیم، و مؤمن به پوچی جهان هر عمل قهرمانانهای را به تمسخر بگیریم، میبینیم که آسیابهای بادی واقعا بهما حمله میکنند و ما واقعا میمیریم.
علی مسعودی retweeted
ما داستان دنکیشوت را وارونه زندگی میکنیم.
در حالی که حسابی واقعبین شدهایم و پیمان بستهایم که خنثی و سترون و بیشکوه روزمرگی را بگذرانیم، و مؤمن به پوچی جهان هر عمل قهرمانانهای را به تمسخر بگیریم، میبینیم که آسیابهای بادی واقعا بهما حمله میکنند و ما واقعا میمیریم.
از اوائل جنگ در اسفندماه نگران این بودم که زیرساختها رو میزنند، کمکم این نگرانی شده بود اولین چیزی که صبحها بعد بیداری چک میکردم.
یه گوشهی اتاق خوابْ یه کلید برق داریم که نور خیلی کمی داره، صبحها تا چشم باز میکردم ناخواسته خیره میشدم ببینم چراغش روشنه یا نه.
حالا ماهها گذشته، ولی هنوز این عادت رو ترک نکردم.
و ما آدمهای معمولی پریم از این خردهاضطرابهای ظاهرا نامعقول.
دارو گرون و کمیابه ولی ما تلاشمون رو میکنیم و به قدر وسع ادامه میدیم.
خیلی از دوستان هم کمک میکنند.
برای خودم خیلی جالبه که چطور در این مسیر کمکها بالاخره جور میشه و کار پیش میره.
علی مسعودی retweeted
کمبود #داروهای_روانپزشکی در ماه های اخیر هر روز شدیدتر و گسترده تر شده و همزمان قیمت داروها هم به شدت افزایش یافته است. در نتیجه گروهی از بیماران تصمیم به کاهش و قطع داروی خود می گیرند.
تبعات منفی این شرایط دامن جامعه را خواهد گرفت. @MrZafarghandi
علی مسعودی retweeted
[تبلیغ.]
بهزودی منتشر میشود: اولین/مهمترین متن در دفاعِ تفصیلی از تجربهگراییِ ساختی.
plato.stanford.edu/entries/c…
@meisamaminii
هشدار مهم:
داروهای #ضدروانپریشی طولانیاثر نقش بسیار مهمی در پیشگیری از عود #اختلالات_روانپزشکی دارند. متاسفانه الان هیچ کدام از این داروها را نمیتوان در بازار پیدا کرد. نه #فلوپنتیکسول هست نه #هالوپریدول نه #فلوفنازین نه #ریسپریدون.
در ماههای آینده انفجاری از عود بیماریها خواهیم داشت.
دیدنی بود، گرچه من دقیق متوجه نشدم موضع دکتر امانت چیه، شبیه این بود: حالا مصدق باید یه کاریش میکرد.
در کنار این بحثها پیشنهاد میکنم این کتاب رو ببینید، از زاویهای دیگه نور میاندازه به خیلی مسائل و خیلی برای امروز آگاهیبخشه:
«نیروهای مذهبی بر بستر حرکت نهضت ملی» علی رهنما
علی مسعودی retweeted
باید مرزهای معنایی کلمات را فهمید. افزونبینی گاهی به ستم میرسد.
کسی غلط یا درست گفته «پنجشنبه و جمعه برای همراهی با اعتراض تعطیلیم». از این جمله «تشویق آمریکا به حمله به ایران» را میفهمند و حکم صادر میکند.
از «همراهیم با شما» تنها «همراهی با اعتراض» فهمیده میشود و نه بیشتر.
Replying to @samousavia
مصادره اموال وطنفروشانی که وحوش آمریکایی صهیونیستی را برای حمله به ایران تشویق کردهداند، عین عدالت و امنیت است.
علی مسعودی retweeted
کمبود #داروهای_روانپزشکی در سال های اخیر هیچ وقت این قدر شدید و فراگیر نبوده است.
وضعیت این داروهانیازمند توجه جدی وزیر بهداشت است. @MrZafarghandi
اساسا سقوط حکومت ایران اهمیتی برای مهاجمان نداره، کلنگی کردن و فرسایش ایران مهمه، حالا با هر حکومتی.
بهترین نسخه برای همهی رقبا اینه: یه ایران درماندهی ضعیف و ناتوان، درگیر مشکلات روزمره و بحرانهای درونیِ بیپایان که بشه دائما بهش فشار آورد و ازش امتیاز گرفت.
ایران ضعیف نسخهای است که شرق و غرب رو راضی میکنه.
پاسخ به پرسش احتمالی:
آیا ایران الان ضعیف نیست؟ نه آنقدری که میخوان و لازم دارن، نه اون بخشهایی که مورد نظرشونه دقیقا.
گفتوگو با وحید شریعت (رئیس انجمن علمی روانپزشکی ایران) درباره وضعیت روانی جامعه پساجنگ
isna.ir/news/1405080402594/%…
در این حدودا دو سالی که دارم جدی فعالیت خیریه میکنم هر روز بیشتر به این باور میرسم: کمترین کمکها هم ارزشمندند و گرهگشا.
چرا عرض میکنم عددهای کوچک راهگشاست و مشکلات بزرگ را حل میکند….
مشکلات بزرگی که ممکن است از دیدگان خیلی از ما پنهان باشند…
#کارخیر
مسئلهی ایران چیست؟
وقتی از مشکلات ایران حرف میزنیم، پاسخهای بسیاری پیش رو داریم: استبداد، اقتصاد رانتی، فساد، دخالت خارجی، فقدان دموکراسی و ضعف جامعهی مدنی. هر کدام از این پاسخها به بخشی از واقعیت اشاره میکنند. اما آیا میتوان پرسشی طرح کرد که نسبت میان بسیاری از این مشکلات را روشنتر کند؟
در این نوشته کوشیدهام موضوع را تحلیل کنم.
📖 متن کامل:
t.me/asimegi/1071
علی مسعودی retweeted
جلسهٔ اول این کلاس رو میتونید به صورت رایگان شرکت کنید. چیزهای جالبی میخوام بگم.
با موافقت استاد فؤاد دانشپژوه (@hacolhavel )امکان شرکت رایگان آزمایشی در جلسهٔ نخست (امروز) از دورهٔ چهار جلسهای آیین در ادیان ابراهیمی فراهم شد.
لطفاً جهت دریافت جزئیات مربوط به شرکت رایگان در جلسهٔ اول با ادمین نطقیات در تلگرام تماس بگیرید:
t.me/nutqiyyat_admin
علی مسعودی retweeted
شماره جدید #کتابروزآروز در راه است. شما میتوانید با خرید مستقیم از سایت ما، با ۲۰درصد تخفیف مجله را دریافت کنید.
خرید مستقیم کمک بزرگی است به مجلهای مستقل که در این وانفسا، شما را به دنیای کتابها میبرد.
B2n.ir/zk7412
فرض کنید در لحظهای که ایران زیر بمباران است، یک شخص خیالی از راه برسد و بگوید: «بیایید بررسی کنیم که آیا بمباران ایران از منظر فلسفهی اخلاق موجه است یا نه.» چرا ممکن است ما، بهعنوان شهروندانی که زیر بمباران هستیم، از شنیدن چنین سخنی خشمگین شویم؟ و آیا خشم ما نامعقول است؟
بهنظرم برای پاسخ باید میان دو چیز تمایز بگذاریم: محتوای یک سخن و کنشی که با بیان آن سخن انجام میدهیم.
تصور کنید مادری فرزندش را از دست داده و در مراسم خاکسپاری کسی بپرسد: «آیا مرگ این کودک شما، با در نظر گرفتن مجموع پیامدهایش، واقعا اتفاق بدی بوده است؟ بیایید با استفاده از نظریه بازیها و ابزارهای ریاضی در این باره بحث کنیم».
بدیهی است که این پرسش از منظر فلسفی قابل بررسی خواهد بود، اما آیا خشم مادر از شنیدن چنین پرسشی نامعقول یا عجیب است؟
واضح است که مادر لزوما به امکان بررسی عقلانی پرسش اعتراض ندارد بلکه او به خودِ عملی اعتراض دارد که آن شخص گوینده با طرح پرسش، در آن موقعیت و خطاب به او انجام داده است.
بله من هم در مدرسه شنیدهایم که صدق و کذب یک گزاره مستقل از موقعیت گوینده و مخاطب است، اما بعدا در زندگی یاد گرفتم که موجه بودنِ کنش بیان آن گزاره لزوما مستقل از موقعیت نیست.
ما با سخن گفتن صرفا که اطلاعات منتقل نمیکنیم، بلکه کاری هم انجام میدهیم و آن کار، مانند هر کنش دیگر، میتواند موضوع داوری اخلاقی قرار بگیرد.
به مثال بمباران برگردیم. شهروندی که زیر بمباران است، ممکن است از کسی که دربارهی موجه بودن بمباران بحث میکند خشمگین شود، نه بهاین دلیل که با تفکر عقلانی مخالف است، بلکه چون احساس میکند در این گفتوگو، خودش و عزیزانش از جایگاه انسانهایی صاحب حق حیات به موضوع محاسبهی اخلاقی دیگران تبدیل شدهاند.
گویی از او انتظار میرود امکان موجه بودن کشته شدن خودش و خانوادهاش را همچون یک فرضیهی انتزاعی و با خونسردی بررسی کند.
در اینجا خشم میتواند خودْ حامل یک داوری اخلاقی باشد: اعتراض به شیوهای از مواجهه که در آن جایگاه اخلاقی شخصِ در معرضِ خشونت بهرسمیت شناخته نشده است.
خلاصه اینکه ما فقط در قبال صدق و کذب آنچه میگوییم مسؤلیت نداریم، بلکه در قبال کاری که با گفتن آن سخن انجام میدهیم نیز مسؤلیم.
حقیقت مستقل از موقعیت ماست، اما سخن گفتن دربارهی حقیقت، کنشی است که همواره در موقعیتی انسانی رخ میدهد، موقعیتی که باید بدان اندیشید.
باید میان مسؤلیت در قبال وقوع یک رویداد و مسؤلیت در قبال داوری دربارهی آن تمایز بگذاریم. من نمیگویم کسی که از جنگ خوشحال است، در وقوع آن مقصر است یا باید بابت احساسات خصوصیاش به کسی جواب پس بدهد.
بحث من دربارهی دلایلی است که برای موجه شمردن یک رویداد ارائه میکنیم، بهویژه وقتی از یک موضع در فضای عمومی دفاع میکنیم.
در قبال چه کسی مسؤلیم؟ نخست در قبال خودمان، به این معنا که باید بتوانیم دلایل داوری خود را به پرسش بگیریم. و در سطح سیاسی، در قبال دیگرانی که در جهان مشترک ما زندگی میکنند و موضوع یا متأثر از تصمیمی هستند که ما از آن حمایت یا با آن مخالفت میکنیم.
این مسؤلیت چگونه ظاهر میشود؟ در آمادگی برای توضیح دادن، دفاع کردن، شنیدن نقد و در صورت لزوم تجدیدنظر در دلایل خود. این پاسخگویی نه به معنای مجازات است، نه اعتراف اجباری و نه پذیرش تقصیر در وقوع رویدادی که کنترلی بر آن نداشتهایم.
ادعای من محدودتر و دقیقتر است: اینکه من نمیتوانم جنگی را آغاز کنم یا متوقف کنم، هیچ دلیلی برای موجه بودن حمایت یا مخالفت من با آن جنگ فراهم نمیکند. بیقدرتی من در برابر وقوع رویداد، دلایل داوریام را از نقد مصون نمیسازد.
و درست به همین دلیل، میتوانم در وقوع جنگی هیچ نقشی نداشته باشم، اما همچنان دربارهی مطلوب دانستن آن جنگ مورد پرسش قرار بگیرم.
ممکن است در وقوع رویدادی هیچ نقشی نداشته باشیم، اما آیا از این بیقدرتی میتوان بیمسؤلیتی در قبال موضع خود را نتیجه گرفت؟
زیاد میشنویم که تصمیم دربارهی جنگ و صلح در جایی بیرون از ارادهی ما گرفته میشود. پس حمایت یا مخالفت ما، چون تأثیری در وقوع آن ندارد، چندان موضوع نقد نیست.
اما این استدلال دو چیز را با هم اشتباه میگیرد: قدرت تأثیرگذاری بر یک رویداد و مسؤلیت داوری دربارهی آن.
من ممکن است نتوانم جنگی را آغاز کنم یا از وقوعش جلوگیری کنم، اما همچنان میتوانم آن را بخواهم، موجه بدانم، برای ضرورتش استدلال کنم یا با آن مخالفت کنم. اینکه تصمیم نهایی را دیگری میگیرد، مرا از مسؤلیت تصمیم او مبرا میکند، نه از مسؤلیت داوری خودم.
فقدان قدرتِ تأثیرگذاری مستقیمِ علّی بر وقوع یک رویداد، مسؤلیت ما را در قبال دلایلی که برای حمایت از آن یا مخالفت با آن رویداد ارائه میکنیم، از میان نمیبَرَد.
بیقدرتی ممکن است امکان کنش را از ما بگیرد، اما بهخودیخود اعتبار داوریهایمان را تضمین نمیکند و ما را از پاسخگویی دربارهی آنها معاف نمیسازد.
قرار نیست چون نمیتوانیم سرنوشت خود را تعیین کنیم، دیگر مسؤل نباشیم که چه سرنوشتی را برای خود و دیگران مطلوب میشماریم.















