=))))
کلا تو آموزشی اتفاقات عجیب زیاد میوفته ...
من منشی فرمانده بودم یه پسره با صورت پر اشک اومد داخل، فرمانده گفت شما برید بیرون ...
بعدا که داشت برای همکارش تعریف میکرد، میگفت دوست دختر پسره خودشو به عنوان فامیل معرفی کرده اومده این پسره رو دم در ببینه ولی دختره با دوست پسر جدیدش اومده بود پیش این =))))
بعد این اتفاق پسره رسماً رد داده بود
اااااااااا
آقا من تا حالا به جمله "ننه من غریبم بازی" خیلی دقت نکرده بودم
واقعا یعنی ننه من غریب هستم =))
چه جالب
مومینگ retweeted
شب اول پادگان یه خاطره تلخ مشترک بین همه پسراییه که سربازی رفتن ...
رسما میدونی از فردا به مدت دو سال قرار نیست زندگی کنی و این تا سر حد مرگ میتونه روانتو بهم بریزه ( بهش میگن کما شب اول )

























