
انديشه نيک، گفتارنيک، کردارنيک راه در جهان يکی ست و آن راه راستی ست، متاهل💍 ۴ فروردين ۱۳۵۸…،⛔️ لطفاً ارزشی و مجاهد فالو نکنند ⛔️ #مهسا_امینی زن،زندگی،آزادی
Joined February 2010
- Tweets17.6K
- Following806
- Followers755
- Likes67.6K
▪️
خوش نشین بر لب آبی که روان می گذرد
تا که احساس کنی عمر چنان می گذرد
از صدای گذر آب چنان می فهمی
تندتر از آب روان، عمر گران می گذرد ...
شعر از:محمد شیران متخلّص به ( عاصم اصفهانی )
▪️
چونک غم پیش آیدت در حق گریز
هیچ چون حق، غمگساری دیدهای ؟ …
مولوی « دیوان شمس
#مولانا
▪️
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود …
خواجه شیراز
#حافظ
▪️
گر قسمت ما باده و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
هر چند که در دیدهٔ ما خار شکستند
خاری به دل کَس نخلاندیم و گذشتیم …
صائب
▪️
بیخودم کن که از آن حالتم آزادیهاست
بنده آن نفرم کز خود خود آزادند …
مولوی « دیوان شمس
#مولانا
▪️
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا پستیست آب آنجا دود
آبِ رحمت بایدت، رو پست شو
وانگهان خور خمر رحمت، مست شو …
مولوی « مثنوی دفتر دوم
#مولانا
▪️
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد …
مولوی « دیوان شمس
#مولانا
▪️
نَخستم دانه میدادی که در دام آوَری ناگه
به سنگم میزنی اکنون، که ممکن نیست پروازم …
اوحدی مراغه ای
▪️
گفتم این کیست که پیوسته مرا میخواند
خنده زد از بُنِ جانم که منم، ایرانم
گفتم ای جان و جهان، چشم و چراغِ دل من
من همان عاشقِ دیرینهی جانافشانم
به هوای تو جهان گِرد سَرم میگردد
ورنه دور از تو همین سایهی سرگردانم …
هوشنگ ابتهاج ( سایه )
▪️
سخن رنج، مگو، جز سخن گنج، مگو
ور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگو …
مولوی« دیوان شمس
#مولانا
▪️
ريگْ ز آبْ سير شد، من نَشُدم، زِهى زِهى
لايِقِ خَركَمانِ من، نيست دَرين جهان زِهى
بَحْر كمينه شَربَتَم، كوهْ كَمينه لُقمه ام
من چه نَهَنكَم اى خدا! بازگُّشا مرا رَهى …
مولوی « دیوان شمس
#مولانا
▪️
شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
باد و ابر است این جهانِ فسوس
باده پیش آر هرچه باداباد …
رودکی « قصاید / قطعات
▪️
مکُنید دَردمَندان گِله اَز شب جُدایی
که مَن این صَباحِ روشن زِ شب سیاه دارَم …
استاد سخن #سعدی
▪️
بر امید وصل تو مردن خوشست …
مولوی « مثنوی دفتر پنجم
#مولانا
▪️
رنج گنج آمد که رحمتها دروست
مغز تازه شد چو بخراشید پوست …
مولوی« مثنوی دفتر دوم
#مولانا
▪️
از بس که مِهرِ دوست، وجودم فرا گرفت
جایی برای کینه ز دشمن، نمانده است …
شعر : حسین معینی کرمانشاهی
▪️
برو بدُزد زِ پرواْنه خویِ جانبازی …
مولوی « دیوان شمس
#مولانا



