همکار کلاس اول میگفت یه مامانی بهش مسیج داده گفته چرا به دخترم گفتی دفترتو خطخطی نکن. من و باباش خیلی حساسیم نمیخوایم آسیب ببینه. 😊
یه بابا اومد جلسه فردی. شروع کردن غر زدن پشت سر زنش که متخصصه و خونه نیست و بچه بیشتر با عمهشه. یه ریز ریدم بهش البته. چون زنه نبود و اگه هم مامان ناجالبی باشه نباید پشت سرش حرف میزد.
واسه رابطهای مدرسه قرعهکشی کردن، خیلی پرقدرت دومین نفر اسمم دراومد. حالا قرعهکشی صندوق قرضالحسنهی مدرسه پارسال شدم نفر آخر. واقعا عشق و صفا.
بابای یکی از بچههام رئیس اون بانکیه که پارسال خیلی کلهمو خراب کرده بود و باهاش دعوام شده بود. حالا انقدر این بچه خوب و مثبته که حد نداره و عمیقا دوستش دارم. کیرم دهن باباش.
بچههای پیش دبستانی با میانگین قدی ۴۳ سانتیمتر صف وایساده بودن، یهو یکیشون سرفه کرد و کل صف شروع کردن سرفه الکی کردن :)))) ۱۰-۱۲ تا جوجه فسقلی با مانتوی صورتی، سرفه میکردن و مربیشون نمیتونست ساکتشون کنه. نمیتونم بگم چقدر بامزه بود :)))
خیلی خستهام
انگار نه انگار یک ماهه
وضعیتم شبیه خستگی چندین ماهه
به شکل باورنکردنیای کار بهمون میدن و دیگه دارم از هم واز میشم.



