ماحی retweeted
▫️#رشتو حاویِ تصاویر دلخراش است.
به این عملِ اعدامِ غیرقانونی در ملأعام یا شکنجه و ضرب و جرحِ منجر به مرگ که توسط یک گروه برای ترساندن متجاوز یا گروه اقلیت انجام میشد Lynching (لینچ کردن) میگفتند.
یکی از شناختهشدهترین نمونههای لینچ در تاریخ امریکا… ۱/۵
Picnic
واژهای مرکب و متشکل از دو جزء است:
Pic (همان pick)
به معنای برگزیدن
و nic (همان niga) یا nigger به معنی سیاهپوست یا طعمه.
بهرحال پیکنیک اصلا واژهایست بسیار وحشتناک و نژادپرستانه به معنی «گرفتنِ سیاهزنگی».
ارتباطش به تفریح و گردش رفتن احتمالا به این دلیل بوده که 👇🏻
ماحی retweeted
عملا شاهد پیوند زرتشتی ولی به شکل وارونه هستیم: «پندار بد، گفتار بد، کردار بد».
منسجم، آشکار، جلوی چشممان.
بچهها من تا ابتدای دی ماه تمام ساعتها و کلاسهام پره، اما اگر برای TCF قصد دارید اقدام کنید، میخواید فرانسه بخونین و باهاش آشنا بشین، یا فقط دوست دارین آثار ادبی رو به فرانسه بخونید و تحلیل کنین، بهم پیام بدید و کلاستون رو برای ترم زمستون رزرو کنید.
#ماجرای_ماحی_و_کلاسهاش
همیشه بخشی از کلاس رو اختصاص میدم به درددل بچهها که اگر غمی دارن با من تقسیمش کنن. امروز «ر» باهام حرف زد و حالش خوب شد و کلاس رو ادامه دادیم.
با «ب» اما باید بین دل و منطق یکی رو انتخاب میکردیم، که سبکی تحملناپذیر هستی رو بخونیم یا برای آزمون کار کنیم؛
متاسفانه منطق برنده شد!
ماحی retweeted
یادم آمد یکزمانی -خرداد ۸۹- این حرف اکبر رادی را در یادداشتِ روزانهای نوشته بودم. از سرِ خشم بوده یا غم؟ یادم نیست.
«خانواده برای من گودال قتلگاه انسان، یک مسلخ هولناک آئینی است. روزنهای است نه به شکل پنجره، به شکل قیف که از انتهای آن میتوانید خون جاری تاریخ را نظاره کنید.»
میگن آدمایی که همدیگر رو دوست دارن بعد از یه مدت حتی صورتشون هم شبیه هم میشه.
داشتم عکسامونو نگاه میکردم و انگاری واقعا شبیه هم شدیم.
شبیه معشوقم شدم انگاری و قلبم ذوب میشه براش!
بورخس میگوید ادبیات و واقعیت از هم مجزا نیستند. اگر کتابی بخوانید، همان قدر به تجربهتان اضافه میشود که اگر سفر بروید، یا اگر در عشق شکست بخورید.
پ.ن: بعد بعضیها میپرسن رمان خوندن به چه دردی میخوره؟!
ماحی retweeted
«بیداد از شمار فزون کردی
بیداد خویش هیچ شمردی شب؟
هر امشبم به درد به صبح آمد
جانم به لب رسید به هر دیشب»
-از شعر «شب» | مظاهر مصفّا
#فرهنگ
هشتم آبان، سالروز درگذشت #مظاهر_مصفا، شاعر، استاد ادبیات فارسی و مصحح متون کهن است که در سال ۱۳۹۸ درگذشت. «ده فریاد» و «توفان خشم» از مجموعههای شعر و تصحیح «کلیات سعدی» و «مجمعالفصحا» نیز بخشی از کارنامهٔ پژوهشی او را تشکیل میدهد.
فرهنگ در ایران با وجود سالهای بیشمار و بیمهری و تلاطم همواره در خانوادهها سینه به سینه و ژن به ژن ! حفظ شده است.
استاد حسینعلیخان تفرشی ملقببه نکیسا که از خوانندگان طراز اول آواز ایرانی به شمار میرود و فرزند موذن مخصوص محمدعلیشاه قاجار و از تعزیهخوانان بنام تکیه دولت است، خودْ عموی دکتر مظاهر مصفا بود و چنانکه از اسم پیدا است علی مصفا نیز فرزند او است.
امیدوارم علی_مصفا میراثدار خوبی باشد، بهویژه که امیربانو کریمی، استاد زبان و ادبیات فارسی و دختر امیری فیروزکوهی نیز مادر ایشان است.
فرازی از شعرخوانی دکتر مظاهر مصفا در مراسم شب مظاهر مصفای شبهای بخارا در ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ در کانون زبان پارسی که میگوید خطاب به خودم است!
تصویر سوم #نکیسا است. از پدر او #حاج_ملا_رجبعلی_تفرشی تصویری نیافتم.
اینترنت دیگه داره پدر درمیاره! کلاس ساعت ده که رسما کنسل شد چون حتی لود هم نمیشد، کلاس ۱۱ و ۱۲ هم مدام قطع میشه و پنج دقیقه هم نمیشه راحت سر کلاس موند. مدام باید بری و بیای که دو دقیقه بچهها صدات رو بشنون، اه!
ماحی retweeted
دوست داری از من چی یاد بگیری؟
تجربه یک روزه با چوب داشته باشی یا بیای کلاس از اول همه چیز رو یاد بگیری؟
احتمالا از اواسط آذر کلاسهام رو شروع میکنم نظر شما که دوست دارید تجربه کنید برام مهمه تا بتونم تو این فاصله سرفصل کلاس رو براتون آماده کنم
ممنون میشم به اشتراک بگذارید💚
ماحی retweeted
«در بیخوابیِ شب ــــ جانمایهی همهی شبهام،
به یاد میارم، بیدار-خواب و نولنده،
به یاد میارم در زندگی چه کردهام و چه میتوانستم کرد.»
-فرناندو پهسوآ | بیژن الهی | دَرهی عَلَفِ هزار رَنگ
شاگردم رفته خونهی دیتاش و اومد سر کلاس گفت من خونهی شخص مورد نظرم😬😂 این شد که من به عنوان طرف داماد (داماد فرضی) کلاس رو کنسل کردم، بهشون فضا دادم به قرارشون برسن😬😂
ماحی retweeted
جمعه افتتاحیه نمایشگاه هست. من هم یک کار دارم.
موضوع درباره«راه» هست. ملموس ترین کانسپتی که این روزها با تمام وجودم درکش میکنم.
























