Pinned Tweet
🔴 اطلاعرسانی مهم
بعد از خداحافظی من از فضای اسپیسها، ظاهرا یک سری افراد فرصتطلب هم فعال شدهاند.
برای جلوگیری از هرگونه سواستفاده و ابهام تاکید میکنم: اکانت پلیس ای آی هیچ اکانت دوم، اکانت جایگزین ندارد و تحت هیچ نام دیگری فعالیت و یا به دایرکت افراد پیام نمیدهد. در صورت برخورد با چنین مواردی جوانب مسائل امنیتی را رعایت کنید.
اگر قرار باشد فعالیت جدید یا اکانت دوم دیگری داشته باشم، از همین اکانت اعلام خواهم کرد.
با سپاس
پلیس ای آی
زمان خداحافظی من از فضای اسپیسهای توییتر فرا رسیده است.
نزدیک به دو سال، بخشی از وقت، فکر، هنر و انرژیام را در این فضا گذاشتم. شنیدم، بررسی کردم، ثبت کردم، تناقضها را کنار هم چیدم، سؤال پرسیدم، نقد کردم و در میان این همه تلخی و هیاهو، هرجا که توانستم با طنز، لحظهای خنده بر لبهایتان نشاندم.
شاید برای شما یک کلیپ، یک جمله یا چند دقیقه صدا بود؛ اما پشت بسیاری از همان چند دقیقهها، ساعتها دقت، جستوجو، شنیدن، بریدن، بازبینی و فکر کردن بود. برای من این کار صرفا «تولید محتوا» نبود؛ نوعی همراهی بود، نوعی مراقبت، و شاید تلاشی کوچک برای اینکه در این ازدحام صداها، حقیقت کمی روشنتر شنیده شود.
من باور داشتم گاهی یک سؤال میتواند بیشتر از صد جواب اثر بگذارد؛ یک نقد میتواند مانع تکرار یک خطا شود؛ یک شوخی میتواند سنگینی یک روز تلخ را کمتر کند؛ و یک هشدار شاید بتواند کسی را از افتادن در دامی نجات دهد.
دایرکت من نیز برای بسیاری از شما باز بود. اگر پرسشی داشتید، اگر چیزی میخواستید بدانید، اگر کمکی از دستم برمیآمد، تا جایی که توانستم همراه بودم.
حالا اما این فصل به پایان خود رسیده است.
هر حضور، زمانی معنا دارد که هنوز چیزی برای بخشیدن و جایی برای اثر گذاشتن باقی مانده باشد. و هر آدمی هم باید بداند کجا ماندن، ادامه دادن است و کجا ماندن، فقط فرسوده شدن.
آنچه در این دو سال ساخته شد، برای شما میماند به یادگار؛ صدها دقیقه رکورد، نقد، سوال، طنز و یادآوری.
امیدوارم روزی یکی از همان صداها شما را به فکر فرو ببرد. شاید یکی از همان طنزها دوباره خندهای روی لبتان بیاورد. شاید یکی از همان هشدارها باعث شود به کسی زود اعتماد نکنید.
و شاید روزی یادتان بیاید که در میان این همه سر و صدا، کسی بود که حرفهایتان را واقعا گوش میکرد، برایتان وقت میگذاشت و دوستتان داشت.
سهم خودم را، تا جایی که توانستم، در فضای اسپیسها ادا کردم.
از اینجا به بعد، اسپیسها را به شما و شما را به اسپیسها میسپارم.
آدمهایی که بیچشمداشت، فکر و انرژی میگذارند، منابع بیپایان نیستند. بعضی حضورها را درست همان لحظه میفهمیم که دیگر تکرار نمیشوند.
من این دفتر را میبندم؛ با این اطمینان که هرچه در توانم بود، گذاشتم. راه من با ایران تمام نمیشود. مبارزهام برای ایران بزرگتر از این صحنههاست و در مسیری شایستهتر ادامه خواهد داشت.
با سپاس از تمام لحظههایی که شنیدید، خندیدید، فکر کردید و همراه بودید.
پلیس ای آی
پاینده ایران و جاوید شاه
Police AI retweeted
خون ایرانی خونخواه ندارد؟ تا کی جوان ایرانی تنها بماند؟
سال ۶۴۲، نهاوند. ایران فقط یک نبرد را نمیبازد؛ یکی از آخرین سدهای بزرگ نظامی ساسانی در برابر خلافت راشدین فرومیریزد. پس از آن لشکرکشیها ادامه مییابد؛ شهرها محاصره، مقاومتها سرکوب، مردم کشته یا اسیر و خراج تحمیل میشود. این فقط تغییر حکومت نبود؛ فروپاشی جهان آشنای مردم بود.
هرمزان، فرمانده ساسانی، در خوزستان مقاومت میکند. شوشتر سقوط میکند و هرمزان را اسیر و به مدینه میبرند؛ فرمانده ایرانی اکنون در مرکز حکومت فاتحان است.
سال ۶۴۴، پیروز نهاوندی، ایرانی اسیر دیگری در مدینه، وارد تاریخ میشود. در روایت قهرمانانه بعدی، پیروز به خونخواهی شکست و اسارت ایرانیان برمیخیزد. نه سپاه داشت، نه پشتوانه حکومتی. تنها به قلب قدرت خلافت راشدین رفت و عمر، خلیفه دوم، را کشت.
مرگ عمر پایان خشونت نبود؛ چرخه انتقام آغاز شد. عبیدالله، پسر عمر، به خونخواهی پدرش برخاست. هرمزان را، بدون آنکه مشارکتش در قتل عمر در محاکمهای عادلانه ثابت شده باشد، کشت. جفینه را نیز کشت و بنا بر برخی روایتها، دختر کمسن پیروز هم قربانی این انتقام شد.
عثمان، خلیفه سوم، عبیدالله را بابت قتل هرمزان قصاص نکرد و از مرگ نجات داد.
اینجاست که تاریخ معنایی فراتر پیدا میکند:
خون خلیفه، خونخواه داشت؛ خون ایرانی، نه.
مختار ثقفی خونخواه حسین بود، اما خونخواه هرمزان نبود. چهارده قرن میگذرد و دوباره نام جوانهای ایرانی را میشنویم؛ مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، سید محمد حسینی، و بعد جوانان ۱۸ و ۱۹ دی. باز خیابان است، باز گلوله، باز زندان و اعدامها.
تا کی جوان ایرانی باید تنها جلو برود؟
پیروز نهاوندی در روایت قهرمانانهاش شجاع بود؛ آنقدر که بدون پشتوانه به قلب قدرت رفت. اما عمر را کشت و خلافت راشدین باقی ماند. درس تلخ امروز همین است: شجاعت فردی میتواند عظیم باشد، اما یک فرد بهتنهایی جای سازمان، رهبری، برنامه و حمایت جمعی را نمیگیرد.
ایرانی شجاعتش را بارها با جانش ثابت کرده؛ مسئله تنهایی این شجاعت است. چرا یک جوان باید هم معترض باشد، هم از خودش دفاع کند، هم شاهد کشته شدن دوستش باشد، هم بار خونخواهی را بر دوش بکشد و در نهایت خودش هم قربانی بعدی شود؟
وقتی مردم را فرا خوانده میشوند، برنامه روز شلیک چیست؟ وقتی اینترنت قطع میشود، شبکه جایگزین کجاست؟ وقتی خیابانی به محل کشتار تبدیل میشود، چه کسی باید اطلاعات درست را به مردم برساند؟ چه کسی مسئول است که نگذارد جوانی که تازه جسد هموطنش را دیده، از شدت خشم تنها وارد اقدامی مرگبار شود و خودش نفر بعدی همان چرخه شود؟
قدرتهای خارجی هم مطرحاند. پیش از سرکوب، ترامپ گفته بود اگر حکومت به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند، آمریکا ممکن است وارد عمل شود. چند روز بعد نیز گفت «کمک در راه است». اما برای انسانی که همان شب وسط خیابان بود، یک سوال ساده باقی ماند: کمک چه زمانی معنا دارد؟ وقتی هنوز زنده است، یا وقتی عکسش روی دیوار رفته؟ وقتی هنوز میتوان از جانش حفاظت کرد، یا بعد از اینکه برایش پیام تسلیت نوشتهاند؟
سوال مهمتر: اگر جوانی رفت و خون خودش هم ریخت، بعد چه؟
خون او نباید چند روز موضوع عزاداری باشد و بعد در میان صدها اسم دیگر گم شود. اگر کسی کشته شده، دادخواهی باید جدی و ماندگار باشد؛ نه انتقام کور و نه فرستادن جوان دیگری برای تکرار همان سرنوشت. باید روشن شود چه کسی دستور داده، چه کسی شلیک کرده، چه کسی بازداشت و شکنجه کرده، چه کسی پرونده ساخته و چه کسی حکم داده است. اسمها، اسناد و زنجیره فرمان باید حفظ شوند تا هیچکس بتواند پشت مقام، لباس یا جمله «دستور داشتم» پنهان شود.
داستان هرمزان تکرار میشود: خونخواهی عمر فوری بود؛ قاتل هرمزان از مرگ نجات یافت.
خون خلیفه، خونخواه داشت؛ خون ایرانی، نه.
اگر قرار است چهارده قرن بعد چیزی تغییر کرده باشد، باید همین باشد: خون ایرانی نباید بیصاحب بماند، اما خونخواهی هم نباید دوباره بر دوش یک جوان تنها گذاشته شود. باید تبدیل شود به دادخواهی سازمانیافته، مستند و ماندگار؛ تا روزی که آمران و عاملان هر قتل و شکنجه، فردبهفرد پاسخگو شوند.
از پیروز نهاوندی تا امروز، تاریخ بارها جوان ایرانی را تنها دیده است. شاید سوال اصلی دیگر این نباشد که ایرانی تا کجا حاضر است شجاع باشد.
سوال این است: تا کی قرار است این شجاعت را تنها بگذاریم؟
Police AI retweeted
️تصویری کمیاب از ۶۶ سال پیش؛ لحظهای تاریخی که شاید تا امروز هرگز ندیده باشید…
روایتی تصویری از روزی که تاریخ، لحظهای ماندگار را ثبت کرد…
📍 خیابان مولوی تهران، زایشگاه بنگاه حمایت مادران و نوزادان…
۹ آبان ۱۳۳۹، روزی که شاهزاده رضا پهلوی چشم به جهان گشود؛ فرزند ایران، وارث نامی بزرگ و تاریخی پرفرازونشیب.
۶۶ سال از آن روز میگذرد و امروز نام #رضاشاه_دوم برای بسیاری از ایرانیان با امید به آزادی، اتحاد و آیندهای روشن گره خورده است.
زادروز اعلیحضرت رضاشاه دوم خجسته باد. 🌹
به امید روزی که جشن زادروزتان را در ایرانی آزاد، در کنار هموطنانمان برگزار کنیم.
پاینده ایران جاوید شاه 👑
آقای قاسمینژاد، شبها وقتی سرتان را روی بالش میگذارید و عملکرد خودتان را مرور میکنید، چه نمرهای به خودتان میدهید؟
ما همان نمره را قبول داریم!
برای ایفای نقشی موثر در پیروزی بر جمهوری اسلامی، باید بسیار بیشتر، قویتر و مسئولانهتر عمل کنید؛ خیلی بیشتر! از آشتی ملی صحبت میکنید؟
سوال آخر اینکه، در محاسبه «کمهزینهترین مسیر عبور»، هزینه تعلل را هم حساب کردهاید؟
@SGhasseminejad
طبیعتا کمهزینهترین روند برای عبور از جمهوری اسلامی آشتی ملی بود و هست. آن کسی که مانع آشتی ملیست جمهوری اسلامی و حامیانش هستند که روی سیل میلیونی جمعیت مخالف در خیابان آتش میگشایند و دههاهزار نفر را میکشند درحالیکه به خوبی میدانند هر یک نفری که بیشتر میکشند و شکنجه میکنند هم شانس گذار کمخشونت و کمهزینه را کمتر میکنند و هم مردم را خشمگینتر و برای خود غیرقابلکنترلتر.
خون ایرانی خونخواه ندارد؟ تا کی جوان ایرانی تنها بماند؟
سال ۶۴۲، نهاوند. ایران فقط یک نبرد را نمیبازد؛ یکی از آخرین سدهای بزرگ نظامی ساسانی در برابر خلافت راشدین فرومیریزد. پس از آن لشکرکشیها ادامه مییابد؛ شهرها محاصره، مقاومتها سرکوب، مردم کشته یا اسیر و خراج تحمیل میشود. این فقط تغییر حکومت نبود؛ فروپاشی جهان آشنای مردم بود.
هرمزان، فرمانده ساسانی، در خوزستان مقاومت میکند. شوشتر سقوط میکند و هرمزان را اسیر و به مدینه میبرند؛ فرمانده ایرانی اکنون در مرکز حکومت فاتحان است.
سال ۶۴۴، پیروز نهاوندی، ایرانی اسیر دیگری در مدینه، وارد تاریخ میشود. در روایت قهرمانانه بعدی، پیروز به خونخواهی شکست و اسارت ایرانیان برمیخیزد. نه سپاه داشت، نه پشتوانه حکومتی. تنها به قلب قدرت خلافت راشدین رفت و عمر، خلیفه دوم، را کشت.
مرگ عمر پایان خشونت نبود؛ چرخه انتقام آغاز شد. عبیدالله، پسر عمر، به خونخواهی پدرش برخاست. هرمزان را، بدون آنکه مشارکتش در قتل عمر در محاکمهای عادلانه ثابت شده باشد، کشت. جفینه را نیز کشت و بنا بر برخی روایتها، دختر کمسن پیروز هم قربانی این انتقام شد.
عثمان، خلیفه سوم، عبیدالله را بابت قتل هرمزان قصاص نکرد و از مرگ نجات داد.
اینجاست که تاریخ معنایی فراتر پیدا میکند:
خون خلیفه، خونخواه داشت؛ خون ایرانی، نه.
مختار ثقفی خونخواه حسین بود، اما خونخواه هرمزان نبود. چهارده قرن میگذرد و دوباره نام جوانهای ایرانی را میشنویم؛ مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، سید محمد حسینی، و بعد جوانان ۱۸ و ۱۹ دی. باز خیابان است، باز گلوله، باز زندان و اعدامها.
تا کی جوان ایرانی باید تنها جلو برود؟
پیروز نهاوندی در روایت قهرمانانهاش شجاع بود؛ آنقدر که بدون پشتوانه به قلب قدرت رفت. اما عمر را کشت و خلافت راشدین باقی ماند. درس تلخ امروز همین است: شجاعت فردی میتواند عظیم باشد، اما یک فرد بهتنهایی جای سازمان، رهبری، برنامه و حمایت جمعی را نمیگیرد.
ایرانی شجاعتش را بارها با جانش ثابت کرده؛ مسئله تنهایی این شجاعت است. چرا یک جوان باید هم معترض باشد، هم از خودش دفاع کند، هم شاهد کشته شدن دوستش باشد، هم بار خونخواهی را بر دوش بکشد و در نهایت خودش هم قربانی بعدی شود؟
وقتی مردم را فرا خوانده میشوند، برنامه روز شلیک چیست؟ وقتی اینترنت قطع میشود، شبکه جایگزین کجاست؟ وقتی خیابانی به محل کشتار تبدیل میشود، چه کسی باید اطلاعات درست را به مردم برساند؟ چه کسی مسئول است که نگذارد جوانی که تازه جسد هموطنش را دیده، از شدت خشم تنها وارد اقدامی مرگبار شود و خودش نفر بعدی همان چرخه شود؟
قدرتهای خارجی هم مطرحاند. پیش از سرکوب، ترامپ گفته بود اگر حکومت به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند، آمریکا ممکن است وارد عمل شود. چند روز بعد نیز گفت «کمک در راه است». اما برای انسانی که همان شب وسط خیابان بود، یک سوال ساده باقی ماند: کمک چه زمانی معنا دارد؟ وقتی هنوز زنده است، یا وقتی عکسش روی دیوار رفته؟ وقتی هنوز میتوان از جانش حفاظت کرد، یا بعد از اینکه برایش پیام تسلیت نوشتهاند؟
سوال مهمتر: اگر جوانی رفت و خون خودش هم ریخت، بعد چه؟
خون او نباید چند روز موضوع عزاداری باشد و بعد در میان صدها اسم دیگر گم شود. اگر کسی کشته شده، دادخواهی باید جدی و ماندگار باشد؛ نه انتقام کور و نه فرستادن جوان دیگری برای تکرار همان سرنوشت. باید روشن شود چه کسی دستور داده، چه کسی شلیک کرده، چه کسی بازداشت و شکنجه کرده، چه کسی پرونده ساخته و چه کسی حکم داده است. اسمها، اسناد و زنجیره فرمان باید حفظ شوند تا هیچکس بتواند پشت مقام، لباس یا جمله «دستور داشتم» پنهان شود.
داستان هرمزان تکرار میشود: خونخواهی عمر فوری بود؛ قاتل هرمزان از مرگ نجات یافت.
خون خلیفه، خونخواه داشت؛ خون ایرانی، نه.
اگر قرار است چهارده قرن بعد چیزی تغییر کرده باشد، باید همین باشد: خون ایرانی نباید بیصاحب بماند، اما خونخواهی هم نباید دوباره بر دوش یک جوان تنها گذاشته شود. باید تبدیل شود به دادخواهی سازمانیافته، مستند و ماندگار؛ تا روزی که آمران و عاملان هر قتل و شکنجه، فردبهفرد پاسخگو شوند.
از پیروز نهاوندی تا امروز، تاریخ بارها جوان ایرانی را تنها دیده است. شاید سوال اصلی دیگر این نباشد که ایرانی تا کجا حاضر است شجاع باشد.
سوال این است: تا کی قرار است این شجاعت را تنها بگذاریم؟
Police AI retweeted
امروز زادروز کسی است که تنها امید ما برای احیای نظام پادشاهی در ایران به شمار میرود.
زادروزت خجسته باد.👑
Police AI retweeted
در زادروز اعلیحضرت شاهزاده رضا پهلوی،
با قلبی آکنده از میهندوستی، این روز فرخنده را گرامی میداریم. شما یادگار درخشان دودمانی هستید که ایران را به سوی شکوه، پیشرفت و عزت هدایت کرد.
امروز، در هنگامهای که ملت ایران بار دیگر چشم به افق آزادی و سربلندی دوخته است نام شما همچون پرچمی از امید و ناجی ایران زمین در دل ایرانیان میدرخشد.
زادروزتان فرخنده باد،
پاینده ایران
جاوید شاه
#شاهزاده_رضا_پهلوی #زادروزت_خجسته
صحبتهای زده شده در این اسپیس ترکیبی عجیب از حرفهای درست، درد دلهای قابلفهم، نفهمی سیاسی و تحلیلهای بهشدت سطحی بود!
اوج شاهکار آنجا بود که با اعتمادبهنفس میگویند: «ایشان کنار برود تا انقلاب پیروز شود!» واقعا بر اساس کدام تحلیل؟ کدام شواهد؟ کدام جایگزین؟
۴۷ سال است که جریانها و چهرههای مختلف سیاسی فرصت داشتهاند اعتماد مردم را جلب کنند. اگر معتقدید کنار رفتن رضا شاه پهلوی راه پیروزی انقلاب را باز میکند، توضیح دهید چه کسی، با چه پشتوانه اجتماعی، چه تشکیلاتی و چه برنامهای قرار است جای او را بگیرد؟
جنبشی که از سال ۹۶ با شعارهای پادشاهیخواهانه و حمایت از پهلوی در خیابانهای ایران حضور داشته، واقعیتی سیاسی است که نمیتوان با چند جمله سادهانگارانه از کنارش گذشت.
انقلاب نه با چند جلسه شیک و عکس یادگاری با سیاستمداران جهانی پیروز میشود، نه با فرمان «فلانی کنار برود» از پشت میکروفون اسپیس!
انقلاب فرایندی پیچیده و چندوجهی است. رهبری، سازماندهی، اعتماد عمومی، پشتوانه اجتماعی، برنامهریزی و توانایی تصمیمگیری در شرایط بحرانی، همگی اهمیت دارند.
اگر کسی مدعی تحلیل سیاسی است، باید بهجای تخریب، راهکار عملی ارائه دهد. نقد حق همه است، اما نفی یک جریان بدون شناخت ظرفیتهای آن و بدون معرفی جایگزینی مشخص، هنر سیاستورزی نیست.
و مهمتر از همه، یادمان نرود ما خود را فرزندان فکری رضاشاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر میدانیم. ما صرفا برای رفاه اقتصادی و اجتماعی مبارزه نمیکنیم. برای ارزشهایی مبارزه میکنیم که آنها برای تحقق و پاسداری از آنها از جان و زندگی خود مایه گذاشتند؛ برای ایراندوستی، استقلال، سربلندی ملی، پیشرفت، هویت تاریخی و ساختن ایرانی آباد.
برای ما میراث پهلوی صرفا یک خاطره تاریخی یا نوستالژی سیاسی نیست؛ مسئولیتی است در برابر ایران و نسلهای آینده.
قرار نیست با هر اظهار نظر سطحی، این میراث و ارزشها را زیر سؤال ببریم یا اجازه دهیم بحثهای بیپایه جای تحلیل جدی را بگیرد.
و در پایان، یادمان باشد ارزش یک سیاستمدار در روزهای سخت، هنگام بحران و تصمیمهای پرهزینه مشخص میشود؛ وگرنه در روزهای آرام که همه دیپلماتهای برجستهاند.
Police AI retweeted
رضای عزیزم،
زادروزت فرخنده. برایت آرزوی تندرستی و خوشبختی می کنم. در تمام تلاشهایت موفق باشی.
Police AI retweeted
ایران کهنسال ما کشوری است همزاد تاریخ، که تا به امروز از فراز و نشیب های بیشماری گذر کرده، و از طوفان های هولناک سربلند بیرون آمده. راهنمای ایران و ایرانی، در درازای این راه، نام آورانی بوده اند که به ستونهای هویت ملی ما تبدیل شده اند.
پر آوازه ترین آنها کوروش بزرگ است، که نخستین امپراتوری تاریخ جهان را بر موازین آزادی ملت ها، مساوات و حقوق بشر پایه گذاری کرد، و آخرین آنها هم شاهنشاه آریامهر بود، که با برگزاری جشنهای پرشکوه ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، نام کوروش را جاودانه کرد، و یادآور هر ایرانی شد که بداند مسئول حراست و ادامه راه این پادشاه بزرگ برای میهنش است.
ایران ما، تا به امروز پیروز بر همه این سختی های تاریخ بوده، و همواره ققنوس وار از خاکسترش سر بلند کرده، و تردیدی ندارم که امروز هم، با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، از این آخرین مبارزه تاریخی خود نیز سربلند و پیروز بیرون خواهد آمد.
Police AI retweeted
هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ، روز پاسداشت شکوه ایران و ارزشهای دیرپای آزادی، رواداری و دادگری است که ملت ما در گذر سدهها آنها را زنده داشته است.
نام و کارنامه کوروش برای ما تنها یادآور شکوه گذشته نیست بلکه صخرهای استوار و سکوی پرشی است برای دستیابی به آیندهای بهتر، آیندهای که به گواهی تاریخ پرشکوهمان سزاوار آنیم.
بر اساس همین بیداری ملی و بازشناسی هویت تاریخی بود که دهها هزار ایرانی میهنپرست، ده سال پیش در روز کوروش در پاسارگاد گرد هم آمدند و نقطه عطفی را در مبارزه برای بازپسگیری ایران رقم زدند، و پایههای انقلاب ملی شیروخورشید را با خواست رهایی ایران از چنگال ضحاک زمانه بنا نهادند.
ملت ایران، وارث کوروش بزرگ، در برابر استبداد سر فرود نخواهد آورد و میهن خود را آزاد، آباد و سربلند از نو خواهد ساخت.
روز کوروش بزرگ خجسته باد.
پاینده ایران
Police AI retweeted
امروز ۷ آبان روز کوروش بزرگ خجسته باد.
روزی که کوروش بزرگ بابل را بدون جنگ فتح و یهودیان را آزاد کرد. در این روز بود که منشور کوروش نگاشته شد و اولین منشور حقوق بشر جهان که به آزادی دین و منع بردهداری تاکید دارد ثبت شد.
#KingRezaPahlavi



























