Sarbas Nazari retweeted
از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله .. از شر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان..
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا.. از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد…
از او بگو به دنیاااا
Sarbas Nazari retweeted
آقای پزشکیان در سازمان ملل فرمودهاند:
"هر کسی که بخواهد اعتراض کند، کاملاً حق این کار را دارد. ما با بسیاری از این معترضان صحبت کردیم و با آنها گفتوگو کردیم."
این تصاویر، آخرین نمونه از صحبت و گفتوگوی نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و دولت آقای پزشکیان با معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه است.
هشدار: تصاویر حاوی صحنههای بسیار دلخراش است.
Sarbas Nazari retweeted
«چهارمین ابرقدرت جهان» از صدا و هنر یک دختر ۱۳ ساله میترسه. ج ا دستور داده صفحه اینستاگرام #ستایش_صادقزاده، نوجوان خواننده را ببندند
-این اجرا را گوش بدید
Sarbas Nazari retweeted
«استقامت سازندۀ» خانوادۀ ژینا امینی یادآور این سخن یان پاتوچکا، دگراندیش چک، است:
عیار واقعیِ آدمی آنجا معلوم نمیشود که نقشی را که برای خودش نوشته خوب بازی کند، عیار واقعیِ انسان وقتی معلوم میشود که نقشی را که دست سرنوشت برایش نوشته به خوبی ایفا کند.
aasoo.org/index.php/fa/artic…
Sarbas Nazari retweeted
کاوه عربیان، ۳۲ ساله و از معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، پس از انتقال از زندان مرکزی یزد به مکانی نامعلوم، با خطر جدی اجرای حکم اعدام روبهرو است. حکم اعدام او پیشتر در دیوان عالی کشور تأیید شده بود و انتقال اخیر، نگرانیها نسبت به اجرای قریبالوقوع آن را افزایش داده است.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که عربیان پس از آخرین ملاقات با خانواده، عصر سهشنبه ۶ مرداد از بند عمومی زندان مرکزی یزد خارج شد. به گفته یک منبع آگاه، او برای اجرای حکم به محل دیگری منتقل شده است. این منبع همچنین اعلام کرده است که نهادهای امنیتی در هفتههای اخیر خانواده وی را از اطلاعرسانی درباره پرونده و درخواست حمایت از نهادهای حقوق بشری یا دیگر مراجع برحذر داشتهاند.
کاوه عربیان در ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ در یزد بازداشت شد. او هنگام بازداشت، پدر نوزادی دوماهه و تنها نانآور خانواده خود و والدینش بود. در روند رسیدگی به پرونده نیز، بنا بر گزارشهای منتشرشده، از حق انتخاب وکیل و حتی دسترسی به وکیل تسخیری محروم ماند.
دادگاه انقلاب یزد، عربیان را با اتهامهایی از جمله «محاربه از طریق اخلال در امنیت کشور»، «آتش زدن اموال عمومی» و «قتل یکی از اعضای بسیج» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که سپس در دیوان عالی کشور نیز به تأیید رسید. سازمان حقوق بشر ایران پیشتر اعلام کرده بود که او ۶۸ روز در بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری شده و در این مدت برای گرفتن اعتراف اجباری تحت شکنجه قرار گرفته است.
در ارتباط با همین پرونده، علی دانشپرور و اسماعیل رمضانپور، دو متهم دیگر اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نیز با حکم اعدام روبهرو هستند و پروندههای آنان همچنان در دیوان عالی کشور در دست بررسی است.
@IHRDC
#DigitalBlackoutIran
#iran_strikes
#iran_human_rights
#iranmassacre
#کاوه_عربیان
Sarbas Nazari retweeted
عزیزای دلم 🚨🚨🚨
مهدی رو برای اجرای حکم اعدام بردن انفرادی زندان وکیلآباد مشهد... 💔
خواهش میکنم صداش باشین. هر توییت، هر ریتوییت و هر بازنشر شاید بتونه جونش رو نجات بده.
مادرش حال خیلی بدی داره😭... لطفاً تنهاشون نذاریم. 🙏🤍
#مهدی_ظریف
#StopExectionInIran
Despite #Iran officials scrambling to deny involvement in the US Apache downing, parliament foreign policy cmtee spox "kisses the hands of the combatant" behind the strike, promising him a hero's tribute for hitting "the devil with yet another slap in the face."
#IranWar
Sarbas Nazari retweeted
همدان؛ اجرای حکم اعدام فتحالله آوری، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه
hengaw.net/fa/news/2026/06/a…
Sarbas Nazari retweeted
President Trump has been throwing the Kurds under the bus for years
They don’t have the wealth of the Gulf Arabs
They don’t have the strategic importance of Turkey
But he should remember they defeated, at great cost, one of the most evil death cults in history
The Guardian on how #Ghalibaf's son acquired Australian residency&has been collecting rent.
With interesting comments by ex #Iran hostage @KMooreGilbert, highlighting Australia's failure to detect the threat.
“We have been very slow to wake up..."
theguardian.com/australia-ne…
Sarbas Nazari retweeted
امروز سالروز اعدام پنج زندانی سیاسی، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، فرهاد وکیلی، شیرین علمهولی و علی حیدریان در زندان اوین است.
جنایات جمهوری اسلامی را هرگز فراموش نمیکنیم.
#یاد_یاران
شیرین علمهولی پیش از اعدام در نامهای افشاگرانه از زندان نوشته بود: «...من در خرداد ۱۳۸۷ در تهران توسط تعدادی از ماموران نظامی و لباس شخصی دستگیر شدم و مستقیما به مقر سپاه منتقل شدم. به محض ورود و پیش از هر گونه سوال و جوابی، شروع به کتک زدن من کردند...تمام آن مدت متحمل انواع شکنجههای جسمی و روحی شدم. بازجوها مرد بودند و من با دستبند به تخت بسته شده بودم. آن ها با باتوم برقی، کابل، مشت و لگد به سر و صورت و اعضای بدنم و کف پاهایم میکوبیدند. من حتا در آن زمان به راحتی نمیتوانستم فارسی را بفهمم و صحبت کنم. زمانی که سوالهایشان بیجواب میماند، باز مرا به باد کتک میگرفتند تا از هوش میرفتم. صدای اذان که میآمد برای نماز میرفتند و به من تا زمان بازگشتشان فرصت میدادند تا به قول خودشان فکرهایم را بکنم و زمانی که باز میگشتند، دوباره کتک، بیهوشی، آب یخ و....»
«ضربههایی که در دوران شکنجه به سرم وارد شده، باعث آسیب دیدگی در سرم شده است. بعضی از روزها دردهای شدید هجوم میآورند. سردردهایم آن قدر شدید میشود، که دیگر نمیدانم در اطرافم چه میگذرد، ساعتها از خود بیخود میشوم و در نهایت از شدت درد، بینیام شروع به خونریزی میکند و بعد کم کم به حالت طبیعی برمیگردم و هوشیار میشوم. هدیه دیگر آنها برای من ضعف بینایی چشمانم است که دائم تشدید میشود و هنوز هم به درخواستم برای عینک پاسخ نداده شده...»
«زمانیکه دیدند من برای ادامه اعتصاب غذا مصرم، به واسطه سرم و شلنگهایی که از بینی به درون معدهام میفرستادند، به زور قصد شکستن اعتصابم را داشتند. من مقاومت میکردم و شلنگها را بیرون میکشیدم که منجر به خونریزی و درد زیادی میشد و اثر آن حالا بعد از دو سال هم چنان باقی مانده و آزارم میدهد».
«یک روز در هنگام بازجویی، چنان لگد محکمی به شکمم زدند که بلافاصله دچار خونریزی شدیدی شدم. یک روز یکی از بازجویان به سراغم آمد، تنها بازجویی بود که او را دیدم. در سایر مواقع چشم بند داشتم. او سوالهای بیربطی از من پرسید. وقتی جوابی نشنید، سیلیای به صورتم زد و اسلحهای از روی کمر خود باز کرد و بر سرم گذاشت و گفت: «به سوالهایی که از تو میکنم جواب بده. من که میدانم تو عضو پژاک هستی، تروریستی، ببین دختر تو حرف بزنی یا نه فرقی نمیکند ما خوشحالیم که یک عضو پژاک در دستانمان اسیر است».
«با پای زخمی سرپا نگه میداشتند تا پاهایم کاملا ورم میکرد و بعد برایم یخ میآوردند. شبها تا صبح صدای جیغ و داد و ناله و گریه میآمد و من از شنیدن این صداها عصبی میشدم که بعدها فهمیدم این صدا ضبط است و به خاطر آن است که من رنجهای زیادی بکشم. یا ساعتها در اتاق بازجویی فقط قطره قطره آب سرد روی سرم میچکید و شب مرا به سلول باز میگرداندند».
«یک روز با چشمان بسته روی صندلی نشسته بودم و بازجویی میشدم. بازجو سیگارش را روی دستم خاموش کرد و یا یک روز آن قدر پاهایم را با کفشهایش فشار داد که ناخنهایم سیاه شد و افتاد یا این که تمام روز مرا در اتاق بازجویی سرپا نگه میداشت و بدون هیچ سوالی، فقط بازجویان مینشستند و جدول حل میکرند...»
«به دلیل وضعیت جسمیام و این که حتا نمیتوانستم راه بروم، بند ۲۰۹ حاضر به پذیرش من نشد و یک روز تمام با همان وضعیت، مرا دم در ۲۰۹ نگاه داشتند تا سرانجام مرا به بهداری منتقل کردند. دیگر، تفاوت شب و روز را درک نمیکردم. نمیدانم چند روز در بهداری عمومی اوین ماندم تا زخمهایم کمی بهتر شد و بعد به ۲۰۹ منتقل شدم و بازجوییها در آن جا آغاز شد. بازجوهای ۲۰۹ نیز تکنیکها و روشهای خاص خود را داشتند و به قول خودشان با سیاست سرد و گرم پیش میرفتند. ابتدا بازجویی خشن میآمد و مرا تحت فشار و شکنجه و تهدید قرار میداد و میگفت که هیچ قانونی برایش مهم نیست و هر کاری بخواهد با من میکنند و … بعد بازجوی مهربان وارد میشد و از او خواهش میکرد که دست از این کارها بردارد. به من سیگاری تعارف میکرد و بعد سوالات را تکرار میکرد و دوباره این دور باطل شروع می شد».
بیشتر بخوانید در بنیاد برومند: @IranRights_org
iranrights.org/fa/memorial/s…
Sarbas Nazari retweeted
A doctor who treated protesters during the January anti-regime uprising told @ThisAmerLife (with a voiceover) that he was devastated to see “privileged” folks on social media “whitewashing” and “denying” the unprecedented massacre he witnessed in Iran. podcasts.apple.com/us/podcas…
Sarbas Nazari retweeted
امتناع از فراموشی زندانیان سیاسی در سایهی جنگ
radiozamaneh.com/885092/
عالیه مطلبزاده، عکاس و فعال مدنی در این یادداشت با تکیه بر تجربه شخصی خود از حبس، زندان را نه فقط یک فضای فیزیکی، بلکه مکانی برای تمرین تدریجی حذف شدن توصیف میکند. او هشدار میدهد که در شرایط کنونی، سایه جنگ و «حواسپرتی جمعی» ناشی از آن، به ابزاری برای فراموشی و فرسایش بیشتر جان و پیوند زندانیان سیاسی با دنیای بیرون تبدیل شده است.
Sarbas Nazari retweeted
خواهر #بنیامین_نقدی؛ ازتون عاجزانه خواهش میکنم نذارید بنیامین رو بکشن، با یک پست، با یک هشتگ، یا یک استوری، صدای بنیامین باشید، نباید بذاریم بچهها رو اعدام بکنن ...
Sarbas Nazari retweeted
Executions in Iran doubled in 2025 - marking a 36-year high: report trib.al/Y7dEomE
Sarbas Nazari retweeted
"A ceasefire would only have been welcome if at least one clause of the agreement was about us, the people of Iran. But there is not even a single word about us... the world once again left us alone in the slaughterhouse of the clerics!" open.substack.com/pub/iranis…
Sarbas Nazari retweeted
… ودر زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی
دردهایی هست،که هیچگاه نمی توان به عمق ان راه یافت
مثل درد وکیلی
که پس از یک ماه
از چاه خاموشی اینترنت
با فیلترشکن چند میلیونی
سر بر آورده
تا فقط بگوید
یک قاضی دادگاه انقلاب
که خودش از ترس جان بی مقدارش معلوم نیست،کجاست
در جلسه ای که از زمان ومکان ان کسی خبر ندارد
موکل نوزده ساله اورا
به جرم جاسوسی از چیزی که از آن هیچ نمی دانسته
به اعدام محکوم کرده است.
Sarbas Nazari retweeted
فریبا بلوچ (کنگره آزادی)
- در بلوچستان نابرابری فقط یک مفهوم آماری نیست بلکه یک تجربه زیسته است. تکثرگرایی باید با تجربه زیسته گره خورده باشد وگرنه باز هم در سطح شعار باقی خواهد ماند.
- در ایران متکثر باید رنج همه مردم به رسمیت شناخته شود. مردمی که در حاشیه بودهاند و مدام در رنج زیستهاند، نمیتوانند با سایرین در شرایطی برابر قرار بگیرند. به عنوان مثال، مفهوم آزادی و برابری برای یک زن بلوچ با یک زن مرکزنشین متفاوت است.
- افرادی که در مرکز هستند نمیتوانند و نباید برای شهروندان دیگر درباره آموزش به زبان مادریشان تصمیم بگیرند.
@faribabalouch1
@if_congress























