شب اول خدمت برام خیلی سخت بود
از دانشگاه اخراج شده بودم و اصلا تو برنامه نداشتم ک اون موقع برم خدمت
داشتم تاوان اشتباهات خودم و مخبر بودن یه سری رو میدادم
چقد اون شب قسم خوردم وقتی تموم شد دیگه کاری نکنم و سرمو بندازم پایین
ولی میدونی چیه؟
هیچوقت نسبت به خودم خوش قول نبودم
ادعای گنده گوزی و بچه بازار بودن فقط این پسرایی که تو بازارطلا خایه های حاجی رو دستمال میکشن
چایی حاجی رو بیار گوزو
عروسی پسرعموم سه بار رفتیم غذای اضافه آوردیم
چون 400 تا مهمونمون شده بود 800 نفر تقریبا
Replying to @Lemmontartt
عروسیای هندی واقعا عجیبن! طرف اینجوریه که 500 تا مهمون داریم یا 1000 تا مهمون داریم! من 200 نفر نمیشناسم تو زندگیم
هزار سال دیگه هم
غمت تموم باغچه رو
یه شورهزار میکنه
برو فقط نگاه کن
با خنده هام، با صورتم
زمان چکار میکنه














