غربیها از عصرروشنگری گذشتن تا به امروز رسیدن ولی ما هنوز در پیشاروشنگری موندیم چون اسلامگرایان و پایگاه دینیشون و حکومتهای اسلامی نمیذارن بحث و گفتمان جدی پیرامون اسلام پدید بیاد و هنوزم با سرکوب، زندان و اعدام همراست پس در مقابل رادیکالیسم بروز رفتار رادیکال اصلا عجیب نیست
قطعا روایت «مردم گولخوردن» اشتباست، ۵۷ و پیامدهاش مثل هر انقلاب دیگه متکثر و چندلایه بود، مذهبیون، چپها و ملیگرایان-لیبرال که بدون حمایت و پایگاه اجتماعی نمیتونستن موفق بشن ولی عموم خواستن تعمیم عجولانییه چون اکثریت جامعه (بخاطر ترس، هزینه-فایده یا اولویتها) خاموش و نظارهگرن
از همون اعتراضات ۴۰۱ گفتیم شما زنزندگیآزادیها و ازدموکراسیبگوها جاتون تو بغل آخونده و ذرهای دشمنی با رژیم ندارین، ردتونو بگیریم به جماران و کوچه اختر و بیت بابااکبر میریسیم
اگر اون هنرپیشه از ناف اصلاحات و طبقه الیت رژیم نبود به اونم میگفتن رعیت، سطلی، خودفروخته و مامور بیگانه...
جدای از اون اکانتهای خارجنشین که با وقاحت مینویسن شما مردم داخل اندازه تاجزاده، محمدی و علیدوستی... هزینه ندادین، اکانتهایی هم در خارج با پروندهسازی و نفرتپراکنی آرزوی مرگ و اعدام برای مخالفان رژیم دارن، نمیدونیم از آب و هوای خارجه یا نطفه و ذات کثیفشون
چرا ایران آزاد نمیشه؟!!
نکته جالب اینکه پهلوی خودش خارجه ولی اکثر حامیان و پایگاه اجتماعیش در داخل ایرانه، از اون طرف تاجزاده، محمدی و علیدوستی... در داخلن ولی طرفدارانشون که پشت هزینه دادن و زندان رفتن اینا مخفی و مانور میدن و به حامیان پهلوی حمله میکنن در اروپا و آمریکایشمالی!
مردم در این سه دهه گل که لگد نمیکردن، برای اصلاح و پایان همین رژیمی که برعکس شعار نه شرقی نه غربیش کشور بازیچه و دستاویز شرق و غرب کرد تلاش کردن، اگر مردم انتخاب و راه بهتری داشتن قطعا همونو پیش میگرفتن، شاید شما راه بهتر و موثرتری بلدی؟!
انتخابات اسرائیل برگزار شد و انتخابات میاندورهای آمریکا هم به پایان رسید. اما آیا وقت آن نرسیده که بهجای چشم دوختن به نتایج انتخابات دیگران، نگاهی جدی به طرز فکر خودمان بیندازیم؟
چهار دهه است که بخش بزرگی از نگاه ما به آینده ایران، به تحولات سیاسی دیگر کشورها گره خورده است. منتظر این رئیسجمهور، آن نخستوزیر، انتخابات بعدی یا تغییر سیاست یک دولت میمانیم. انگار سرنوشت ایران همیشه باید در پایتختی دیگر رقم بخورد.
باید بپذیریم که مردم آمریکا، اسرائیل و بریتانیا برای آینده خود، خانوادههایشان و منافع کشورشان رأی میدهند، نه برای ما. همانطور که آنها مسئول آینده کشور خود هستند، ما نیز باید مسئولیت آینده ایران را بپذیریم.
استقلال سیاسی از استقلال در اندیشه آغاز میشود. تعامل با جهان و حمایت بینالمللی ضروری و ارزشمند است، اما هیچکدام جایگزین برنامه، اراده و ابتکار عمل خود ما نمیشود.
تا زمانی که مسئولیت آینده ایران را از آنِ خود ندانیم، با هر انتخاباتی فقط نام کسی که منتظرش هستیم تغییر خواهد کرد.
چند کشور در دنیای امروز هستن که اعدام سیاسی هنوز درشون وجود داره؟ و دقیقا ما باید یکی از اونا باشیم که جان یه انسان آزادیخواه به راحتی گرفته میشه ولی حتی یه فرد سرشناس و سلبریتی حاضر به سخن گفتن درموردش نیست!
کاش در اون حاشیه امنتون وقتی رنج دیگران رو سرمایه نمادین برای خودتون کردین و یه مشروعیت قرضی برای جنبشهای اصلاحطلبی و چپتون ساختین و با نام کسانی که هزینه دادن خودی از ناخودی جدا میکنین از ظلم و جنایت و در خطر اعدامها هم میگفتین تا این فضیلتجویی اخلاقیتون ریاکاری به نظر نیاد
تمام کسانی که نوستالژیشون خاتمیه، برای میرحسین پارچه سبز بستن، به روحانی رای دادن، برای مرگ رفسنجانی اشک ریختن و برای خاندان خمینی اکلیل میرینن درمورد علیدوستی نوشتن، بعد میگن شما اصلاحطلبی دست گرفتین و باهاش همرو میزنین، شاید بخاطر اینکه شما واقعا نمیتونی ذات و گذشتتو عوض کنی!
اینها حاضر نیستن با اعتراضات مردم همراه بشن و به جاویدنامان و اعدامها بپردازن، اگر ترانه علیدوستی هم فرد معمولی از جامعه بود حتی حاضر نمیشدن نامشو بیارن، اونجا دیگه رنج و هزینه دادن اهمیت نداشت، دقیقا این رفتارها از تفکر اصلاحطلبی، سانتیمانتالبازی و انتقامگیری سیاسیشونه
مردم حقنشناس، قدرنشناس، وقیح، بیچشمورو، رعیت، بیسوادن چرا چون یکی هزینه داده، برای کی؟ میگن همین مردم! خوب اگر به رنجه قطعا به اندازه هزینه دادن مردم نیست، اگر به نوع رنجه بازم در سطح شکنجه، اعدام و تجاوز... علیه مردم نیست، اگر طبقه اجتماعیه بله اونا و شما از مردم بالاترین!!!
پرداختن به ترانه علیدوستی انگار نوشتن علیه اون طبقه الیت، مرفه، رانتی، ادایی یا به قول شورویها «نومنکلاتورا» یا ونزوئلاییها «بولیبورژواسیا» بود، قشری که ترسی از رسیدن آب (مشکلات اقتصادی، بیعدالتی و ناامنی) به طبقه بالای کشتی نداره ولی با رسیدن آزادی به طبقه پایین مشکل داره!
کسانی که به اعتراضات ۹۶، ۹۷ و ۹۸ نمیپردازن، اعتراضات ۴۰۱ هم فقط ابعاد رسانهای، غربی و شعارهاش نه حقایق میدانی و پیامدهاش برای جامعه و معترضین و واکنششون به دی ۴۰۴ مقصر جلوه دادن پهلوی، پروژه بیگانه و ساختگی دونستن آماره، حالا به نام مبارزات ترانه علیدوستی به دیگران حمله میکنن!
کیفیت پایین، توزیع ضعیف، قطع مداوم و قبضهای میلیونی... اگر بخل و خست میداشت قرار بود چیکار کنه؟!
داستان مرد انگل و بیعرضه که خرجشو زنش میده و از دارایی زنش استفاده میکنه (مالیات، ثروت و منابع کشور) ولی جلو همه منت میذاره که اصلا برای زنم کم نذاشتم هرچی خواست آماده کردم!
















